صفحه اصلي > اخبار 
اخبار > علمای کرمانشاه در بیان مقام معظم رهبری
 


  چاپ        ارسال به دوست

یادی از

علمای کرمانشاه در بیان مقام معظم رهبری

آيةاللَّه اشرفى و آقاى نجومى؛ دو تن از علمای بزرگ كرمانشاه:
لازم ميدانم ياد نيكى بكنم و تجليل كنم از عالم بزرگوار و اخلاقى و زاهدى كه عمرش را به دستور مرحوم آيةاللَّه بروجردى در اين استان [كرمانشاه]گذرانيد و اجر زحمات خود را با شهادت ديد؛ شهيد بزرگوار محراب، مرحوم آيةاللَّه اشرفى، كه شنيدم همين روزها سالگرد آن بزرگوار است. من توفيق پيدا كردم مكرر در منزلشان در كرمانشاه با ايشان ملاقات كنم؛ دو نفرى بنشينيم و گفتگو كنيم. در جلسات ديگر هم ايشان را ديده بوديم؛ در جلسه‌ى ائمه‌ى جمعه‌ى استان در اسلام‌آباد، كه مرحوم شهيد صدوقى از يزد آمده بود و ديگران هم بودند. زير بمباران، جلسه‌ى ائمه‌ى جمعه‌ى استان را تشكيل دادند و ما هم شركت كرديم. در جلسات متعدد، من اين مرد بزرگوار را از نزديك ديده بودم؛ حقاً و انصافاً مصداق يك عالمِ عامل بود. فقط زبان او تبليغ نميكرد؛ عمل او هم تبليغ ميكرد. تواضع او، زهد او، بى‌اعتنائى او به بسيارى از چيزهاى ظاهرى، از ويژگى‌هاى او بود؛ مرد بزرگى بود. خداى متعال هم به او اجر داد؛ در آخرِ يك عمر نسبتاً طولانى، خداى متعال مرگ ناگزير را براى او به شهادت قرار داد. بارها عرض كرديم؛ شهادت مرگ تاجرانه است، مرگ پرسود است، اين روغنِ ريخته را نذر امامزاده كردن است. بالاخره اين روغن كه خواهد ريخت؛ «كلّ نفس ذائقة الموت». اگر چنانچه انسان سعادت پيدا كند - پروردگارا ! ما هم مشتاق اين سعادتيم - اين حادثه‌ى ناگزير را به خدا بفروشد، سود سرشارى كرده است. «انّ اللَّه اشترى من المؤمنين انفسهم»؛خدا جان را ميخرد، خدا مشترى است. اين خيلى سعادت بزرگى است، و اين مرد اين سعادت را پيدا كرد.
در اين استان[كرمانشاه]، رفيق قديمىِ عزيز ما، مرحوم حاج آقا بهاءالدين محمدى عراقى هم جزو همين سعادتمندانى بود كه به شهادت رسيد. مرحوم آقاى حاج آقا بهاء از شاگردان خوب امام و از دوستان ما بود در قم. رحمت خدا بر اين دو شهيد.
همچنين يادى بكنيم از عالم اخلاقىِ مهربانِ متواضعِ دوست‌داشتنى و صميمى‌مان، مرحوم حاج آقا مجتبى حاج آخوند، كه ايشان هم از رفقاى قديمى ما بود از مدرسه‌ى حجتيه در قم؛ مؤمن، با صفا، صالح، صادق. رحمت خدا بر او.
همچنين ياد كنيم از مرحوم آقاى نجومى (رضوان اللَّه عليه)؛ عالم، فاضل، درس‌خوانده، زحمت‌كشيده، در عين حال يك قله‌ى هنرى و حقيقتاً يك هنرمند. بعد از انقلاب، قبل از دوره‌ى رياست جمهورى، من يكى از سفرهائى كه به كرمانشاه آمدم، منزل ايشان رفتم و كارهاى هنرى‌اش را از نزديك ديدم. بعد هم پس از رحلت امام، ايشان يكى از كارهايش را براى من فرستاده بود. من از ايشان درخواست كردم كه اين حديث شريف را: «من نصب نفسه للنّاس اماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره» براى من بنويسيد تا جلوى چشم من باشد؛ فراموش نكنيم وظيفه‌ى تعليم خودمان را. ايشان با يك خط بسيار زيبائى نوشتند، من هم تابلو كردم و توى اتاق جلوى چشم من است. «من نصب نفسه للنّاس اماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره»؛ اگر اين تعليم انجام گرفت، تعليم غير، آسان خواهد شد؛ مشكل كار ما اين است.۱۳۹۰/۰۷/۲۰


١٥:٢١ - چهارشنبه ٢٠ فروردين ١٣٩٣    /    عدد : ٥١٨٣٣    /    تعداد نمایش : ٢٧٧١


امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج