صفحه اصلي > اخبار 
اخبار > تحلیل سيد حسن نصرالله در مورد تحولات نظامی منطقه
 


  چاپ        ارسال به دوست

متن کامل سخنرانی سال گذشته دبیر کل حزب الله لبنان

تحلیل سيد حسن نصرالله در مورد تحولات نظامی منطقه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلات و السلام علی سیدنا و نبیینا خاتم النبیین ابی القاسم محمد بن عبدالله و علی آله الطیبین الطاهرین و صحبه الاخیار المنتجبین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین.
سلام علیكم جمیعا و رحمت الله و بركاته.

در ابتدا به روح سران شهید درود می‌فرستم؛ اساتید و فرماندهان‌مان، اولین پرچمداران، صاحبان دستاوردها و پیروزی‌ها، سید الشهدای مقاومت اسلامی سید عباس موسوی، شیخ شهیدان مقاومت شیخ راغب حرب، فرمانده شهید حاج عماد مغنیه و همچنین همه‌ی شهدا، شهیدان ارتش، نیروهای امنیتی، ملت و گروه‌های مختلف مقاومت، شهیدان لبنانی، فلسطینی، سوریه‌ای و عربی كه خون‌هایشان خاك لبنان را سیراب كرد و همه‌ی این پیروزی‌ها را برای ما آفرید.

و همچنین درود می‌فرستم به خانواده‌های شهید، خانواده‌ی سران شهید، خانواده‌ی تمام شهدا؛ شهیدان و خانواده‌هایشان كه همچنان پیشتاز همه‌ی عرصه‌ها، موضع‌گیری‌ها، جبهه‌ها و وظایف جهادی‌اند و از ملت، كشور، امنیت، كرامت، استقلال كشور، مقدسات و قضایای امت‌شان دفاع می‌كنند.

و درود می‌فرستم بر شهیدان انفجارهای اخیر مناطق مختلف لبنان؛ بچه‌ها، زنان، پیرمردان، مردان، بزرگسالان و خردسالان شهید و خانواده‌هایشان؛ با آن‌ها همدردی می‌كنم، به آن‌ها تسلیت عرض می‌كنم و آنان را به صبر و بردباری فرا می‌خوانم.

برای مجروحان دعا می‌كنم كه خداوند به ایشان شفای عاجل عنایت كند. و همچنین برای همه‌ی صابران حسابگر پایمرد ثابت‌قدم ایستاده در میدان دفاع از كرامت، عزت و آینده‌شان؛ مردان بصیرت، بینش صحیح و افق گسترده كه همچون همه‌ی تاریخ و همه‌ی دهه‌ها توانایی بالایی برای جان‌فشانی و فداكاری دارند.

برادران و خواهران، برای صحبت نیاز به زمان بیش‌تری خواهم داشت چون در این مناسبت موضوعات بسیاری داریم. مخصوصا كه مدتی است بنده سخنرانی نداشته‌ام. صحبتم سه بخش اصلی خواهد داشت. اول مسئله‌ی اسرائیل كه به مقاومت، سران شهید و چالش‌های امروز مربوط می‌شود. آن‌قدر كه قصد دارم درباره‌ی حال صحبت كنم درباره‌ی گذشته سخن نخواهم گفت. بخش دوم مربوط به رویارویی فعلی داخل لبنان، سوریه و منطقه، خطر فعلی و همچنین خطرات امنیتی، سیاسی و… است كه به دنبال دارد. در بخش سوم هم كمی درباره‌ی كابینه‌ی جدید صحبت خواهم كرد. و ان شاءالله اگر فرصتی ماند یك سخن پایانی.

در سالگرد سران شهید از مسئله‌ای بدیهی كه متأسفانه بسیاری از مردم آن را به فراموشی سپرده‌اند آغاز می‌كنم؛ یعنی اسرائیل. وقتی صحبت از شیخ راغب، سید عباس، حاج عماد و شهیدان مقاومت است باید از پروژه‌ای كه با آن جنگیدند و مواجهه كردند، از خطر، طمع‌ها و تهدیدهای دشمن یا به عبارتی اسرائیل سخن بگوییم؛ از خطر دشمن برای همه‌ی كشورها و ملت‌های عرب و مسلمان منطقه و استفاده‌ی حداكثری دشمن از فرصت امروز كه با كمك و پشتیبانی كامل دولت آمریكا برایش پیش آمده است. البته بنده می‌خواهم به صحبت درباره‌ی خطرات اسرائیل برای فلسطین و لبنان بسنده كنم. چون وقت اجازه‌ی صحبت درباره‌ی خطرات پروژه‌ی صهیونیسم برای همه‌ی منطقه را نمی‌دهد. حرف در این باره زیاد است. ولی در زمینه‌های مربوط به فلسطین و لبنان ما به چند یادآوری نیاز داریم. آیا نیازی به یادآوری خطر اسرائیل برای خاك، موجودیت، تاریخ، رژیم، آینده، مقدسات اسلامی و مسیحی، ملت داخل و پناهنده به جای جای جهان فلسطین هست؟ این‌ها بدیهیاتی است كه مردم ده‌ها سال از آن صحبت می‌كردند ولی امروز دیگر نه. امروز اهالی هر كشوری به كشور خود مشغولند. بلكه حتی برخی از این كشورها امروز درگیر نبردهای خونین و حاد نظامی هستند. متأسفانه به مرحله‌ای رسیده‌ایم كه هیچ كس نمی‌خواهد از فلسطین و دشمن یعنی اسرائیل صحبت كند. بنده توقع دارم الآن برخی مردم بگویند سید تو كجایی و جهان كجاست؟ این‌ها چیست كه درباره‌اش با ما صحبت می‌كنی؟ این‌ها نشان‌دهنده‌ی وضعیتی است كه به آن رسیده‌ایم. پس از تمام پیروزی‌ها و موفقیت‌هایی كه خط مقاومت از فلسطین تا لبنان، سوریه و ایران رقم زد این دقیقا همان جایی است كه آمریكا و اسرائیل می‌خواهند ملت‌ها، دولت‌ها و حكومت‌های منطقه به آن برسند. می‌خواهند بازگردیم و فراموش كنیم. می‌خواهند فلسطین و نبرد با دشمن اسرائیلی نه فقط از دایره‌ی اولویت‌ها بلكه اصولا از دایره‌ی توجهات، عقول، قلوب و احساسات خارج شوند. می‌خواهند به جایی برسیم كه وقتی گفته می‌شود فلسطین -امشب می‌خواهم صراحتا از خیلی چیزها صحبت كنم. - مردم بگویند خودت برو با فلسطینت هر كار می‌خواهی بكن. می‌خواهند ملت‌های جهان عرب و اسلام، لبنان، سوریه، مصر، عراق، اردن و… حتی در مرتبه‌ی قلب و عواطف به این‌جا برسند. می‌خواهند فلسطین حتی در عواطف و احساسات، نه مربوط به یك قاره‌ی دیگر حتی مربوط به كره و جهانی دیگر پنداشته شود! البته این‌جا داخل پرانتز عرض كنم كه فلسطینیان نیز در این زمینه مسئولیت‌هایی دارند كه شاید اگر وقتی ماند در ضمن كلام درباره‌شان صحبت كنم. باید اعتراف كرد در این زمینه تا حد زیادی به موفقیت دست پیدا كرده‌اند اما هنوز فرصت جبران از دست نرفته است. هنوز وقت، فرصت و گزینه‌هایی برای جبران این وضعیت وجود دارد.

دلیل این اهتمام ویژه‌ی آمریكا و فشار خاص وزیر امور خارجه‌ی آمریكا، جان كری، چیست كه می‌گوید می‌خواهد هم‌اكنون و طی چند ماه برای همیشه به مسئله‌ی فلسطین خاتمه دهد. چرا امروز؟ اصلا چنین سؤالی وجود دارد یا ندارد!؟ این كه برخی مسئولان اسرائیلی به جان كری حمله می‌كنند و… حرف‌هایی پوچ است. همیشه این كار را می‌كنند كه بگویند آمریكا یك میانجی بی‌غرض است كه از هر سو مورد حمله قرار می‌گیرد! نه، امروز دولت آمریكا و دولت صهیونیستی در حال كوشش برای خاتمه بخشیدن به مسئله‌ی فلسطین هستند. امروز وقتش است. چرا؟ خیلی ساده. چون امروز دیگر هیچ جهان عربی وجود ندارد. در گذشته اندكی جهان عرب وجود داشت. كسانی بودند كه از روند صلح، روند عربی صلح، برخی شرط‌ها، قوانین و قیدها صحبت می‌كردند. اما امروز دیگر جهان عرب و اسلامی وجود ندارد. هر كشوری درگیر مسائل خود است. هیچ كس به هیچ وجه برای فلسطین و فشار آوردن به آمریكا و اسرائیل به نفع فلسطینیان وقت اضافه ندارد. بلكه برعكس، وضعیت امروز عرب بر فلسطینیان فشار می‌آورد. چون هر كس می‌خواهد مشكل كشور خود را از جیب مسئله‌ی فلسطین حل كند و به نفع یا برای محافظت از نظام یا قدرت حاكم یا برای رسیدن به قدرت در فلان كشور، به آمریكایی در مسئله‌ی فلسطین امتیاز بدهد. متأسفانه حتی ملت‌ها نیز [متوجه] جای دیگری هستند و اوضاع خود فلسطینیان نیز دشوار است؛ همین شكاف‌ها، شرایط، دولت رام الله، دولت غزه… فلسطینیان گرفتار انواع فشارهای بین المللی، عربی و میدانی در قالب كشتار، زندانی شدن و محاصره هستند. خب، اسرائیل این واقعیت‌ها و چالش‌ها را فرصت می‌داند. روضه نمی‌خوانم دارم می‌گویم واقعیت این است. اسرائیل و آمریكا این موقعیت را فرصتی برای پایان بخشیدن به قضیه‌ی فلسطین می‌دانند و می‌خواهند از آن برای تحمیل شرط‌هایشان بر فلسطینیان تا رسیدن به سازشی متناسب با منافع آمریكا و اسرائیل بهره ببرند. این كه عرض كردم روضه نمی‌خوانم چون هنوز امكان جبران وجود دارد. و در پایان صحبت به این مسئله خواهم پرداخت.

در زمینه‌ی لبنان نیز باید به آن‌ها كه فراموش كرده‌اند یادآوری كرد اسرائیل یك دشمن است، خطری است برای لبنان و همه چیز این كشور، خاكش، ملتش، آب‌هایش، نفتش -دیگر درباره‌ی نفت هم صحبت می‌كنیم. -، امنیتش و استقلالش. همه باید از این هشیاری و درك برخوردار باشیم. بله، همیشه از گذشته تا امروز مشكل لبنان تشخیص این خطر و دشمن و درك این پروژه بوده است. در دهه‌های گذشته امام سید موسی صدر (اعاده الله بخیر و رفیقیه) و از دهه‌ی پنجاه تا امروز رهبران دینی، سیاسی و ملی همه‌ی فرقه‌ها با صدای رسا هشدار می‌دادند و به كسب آمادگی و مقاومت، بازدارندگی و مقابله با خطرات و تهدیدهای اسرائیل دعوت می‌نمودند. این وظیفه پس از هجوم نظامی اسرائیل به لبنان در سال 1982 بر عهده‌ی شیخ راغب حرب، سید عباس و همه‌ی برادرانشان در جنبش‌ها و گروه‌های مختلف قرار گرفت و در بحبوحه‌ی جنگ داخلی، فتنه و نبردهای داخلی، همه‌ی مردم را با صدای رسا و فریاد به نجات مردم، پذیرش مسئولیت و مقاومت فرا می‌خواندند و می‌گفتند دشمنی كه عقل‌ها، قلب‌ها، بازوان و اسلحه‌ها باید متوجه آن شود اسرائیل است. متأسفانه -بنده فقط تاریخ نمی‌گویم چون امروز نیز در همان شرایط به سر می‌بریم. فقط در لباسی دیگر. - آن روز بسیاری از مردم فكر می‌كردند مشكل اسرائیل در هجوم نظامی 82، لبنان و لبنانیان نیست. بعضی از مردم معتقد بودند: اسرائیل با ما مشكلی ندارد. مشكل اسرائیل در 82 با فلسطینیان، سازمان آزادی‌بخش و مقاومت فلسطین است و لبنان را فقط به خاطر اخراج فلسطینیان از این كشور اشغال كرده است. اگر نه اسرائیل به لبنان چشم طمع ندارد، نمی‌خواهد اشغال كند، نمی‌خواهد این‌جا شهرك بسازد، به آب‌های ما چشم ندوخته است، الحمدلله نفت هم كه كشف نشده بود، نمی‌خواهد در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، استقلال، حكومت و نظام ما دخالت كند، به هیچ وجه! حتی بعضی‌ها آن‌ها را ناجی می‌دیدند. آیا این طور نیست؟ می‌گفتند ما مشكلی نداریم و اسرائیل برای ما لبنانیان خطر و تهدید به حساب نمی‌آید. این حرف‌ها باید زده شود. چون نسل‌های جوان امروز لبنان و جهان عرب آن برهه را درك نكردند. خب، بعد چه شد؟ سازمان آزادی بخش و گروه‌های مقاومت فلسطینی از لبنان خارج شدند و وحشیانه‌ترین جنایت‌ها بر سر بعضی از اردوگاه‌های فلسطینی مثل صبرا و شتیلا آمد ولی ارتش اسرائیل در لبنان ماند، خاك را اشغال كرد، خواست سلطه، گزینه‌ها و توافق‌هایی سیاسی را به لبنان تحمیل كند، می‌كشت، بازداشت می‌كرد، بازداشتگاه‌هایی ساخت و هزاران نفر از جوانان لبنانی و فلسطینی ساكن اردوگاه‌ها را زندانی كرد و آماده بود و اگر كارش سامان می‌یافت در جنوب لبنان شهرك می‌ساخت. این‌ها را بعدها گفتند. خب، اگر مقاومت -شامل همه‌ی گروه‌ها و گرایش‌هایش- و نبردهای خونین مقاومان لبنانی با نیروهای اشغالگر شكل نگرفته بود همه می‌دانیم اسرائیل از بیروت، جبل، صیدا، صور، نبطیه و بنت جبیل خارج نشده بود. با این كه آن روز مقاومت به هیچ وجه یك تهدید استراتژیك علیه موجودیت رژیم دشمن محسوب نمی‌شد اسرائیل تا كمربند امنیتی [جنوب] عقب‌نشینی كرد. چرا به ماندن در كمربند امنیتی نیاز داشتند؟ چون اگر مقاومت پس از 1985 ادامه نمی‌یافت می‌خواستند بمانند، اشغال كنند و كشور را در كار انجام شده قرار دهند. پس اگر مقاومت نبود اسرائیل در لبنان مانده بود و آن وقت كسانی كه در توهم به سر می‌برند یقین می‌كردند كه اسرائیل دشمن است، چشم طمع دوخته و خواب‌هایی دیده، خواستار هیمنه و سلطه است و به هیچ وجه خیر این كشور، ملت و هیچ كدام از فرقه‌ها و منطقه‌هایش را نمی‌خواهد. لبنانیان مسیحی، مارونی، درزی، شیعه، سنی و همه باید مدام این تجربه‌ها را در نظر بیاورند. همه اسرائیل را در جبل، بیروت، شرق صیدا، صیدا، كمربند امنیتی و در پایان در ارتش آنتوان لحد تجربه كرده‌اند. این تجربه‌ها باید در ذهن زنده بماند. امروز اسرائیل همچنان دشمن، خطر، پروژه و دشمنی است كه باید متوجه آن بود.

خب، اسرائیل در هفته‌های گذشته كوشید در لبنان نیز از این فرصت‌ها برای ایجاد جنگ روانی شدید علیه مقاومت و محیط مقاومت بهره ببرد. به همین خاطر در چند هفته‌ی گذشته شاهد تهدید و كشیدن خط و نشان و… بودیم و این كه می‌زنیم، نابود می‌كنیم، با خاك یكسان می‌كنیم و از بین می‌بریم. البته بسیاری افراد در لبنان به این تهدیدها گوش ندادند چون وقت ندارند یا خارج از حوزه‌ی اهتمامشان است. ولی اسرائیل این را یك فرصت می‌داند. [می‌گوید] شكاف حاد در لبنان، كشتار و نبرد در سوریه و شرایط منطقه فرصتی است تا به مقاومت لبنان حمله كنیم، تنها گیرش بیاوریم، فشار روانی بر او وارد كنیم و از برخی فرصت‌ها برای برخی اقدامات خصومت‌جویانه در اطراف و اكناف استفاده ببریم. -می‌كوشم سریع‌تر صحبت كنم. - اسرائیل امروز به این اقدامات پناه می‌برد. ولی بدون شك اسرائیل همچنان به خاك، آب‌ها و نفت ما چشم طمع دوخته و -چنان كه در كنفرانس‌های اخیر داخل رژیم [صهیونیستی] با حضور نخست وزیر، رؤسای ستادهای مشترك و رؤسای سابق سازمان‌های اطلاعاتی مطرح شد. - همچنان حزب الله را بزرگ‌ترین خطر منطقه می‌بینند. قاعدتا جدا از سوریه و ایران نه. ولی مستقیما این مقاومت را خطری برای منافع، طمع‌ها، افق‌ها و پروژه‌هایشان می‌بینند. قطعا امروز در سالگرد سران شهید می‌خواهم به دشمن و دوست بگویم: دشمن پس از همه‌ی این تجربه‌های طولانی و موفقیت‌های بزرگ و شكست‌هایی كه مقاومت بر دشمن تحمیل كرده است، می‌داند كه ما را نمی‌ترساند و نمی‌تواند به اراده، بصیرت و عزم ما ضربه‌ای بزند. همچنین می‌داند مقاومت آمادگی بالای خود را هر لحظه -حتی امروز و با وجود همه‌ی حوادث لبنان و سوریه- حفظ می‌كند. دشمن می‌داند همه‌ی توان و ظرفیت‌های مقاومت كه وی را به هراس می‌اندازد پابرجا، آماده و همچنین در حال پیشرفت است. تأكید می‌كنم در حال پیشرفت است. و آگاه است كه مقاومت گرچه در سوریه شهید می‌دهد و به آن شهیدان افتخار می‌كند اما همین مسئله تجربه، آگاهی، توان و لیاقتش را برای رویارویی‌های بزرگ‌تر و امور مهم‌تر از مواجهه‌های پیشین با دشمن افزایش می‌دهد. با وجود لبنان، دشمن اسرائیلی و كابینه و ملت رژیم دشمن باید نگران باشند. و همان‌گونه كه همیشه برای مقابله با این مقاومت و مردان، توانایی‌ها، ظرفیت‌ها، محیط و ملتش میلیون‌ها محاسبه می‌كردند امروز نیز باید همان‌طور رفتار كنند. و به واسطه‌ی خوانششان از شرایط لبنان یا منطقه دچار توهم یا هرگونه محاسبه‌ی غلط نشوند.

امروز بار دیگر بنده لبنانیان را به هشیاری نسبت به تهدیدات و خطرات اسرائیل برای همه چیز لبنان فرا می‌خوانم و از ایشان می‌خواهم مسئولیت‌های ملی خود را در همه‌ی سطوح بر عهده بگیرند. یكی از مسائلی كه بنده در جشن پیروزی الهی 22 سپتامبر 2006 گفتم این بود كه امیدواریم روزی برسد كه حكومتی قدرتمند و توانا داشته باشیم كه در برابر دشمن اسرائیلی از لبنان دفاع كند تا ما بیاساییم و به خانه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها و زمین‌های كشاورزی‌مان برویم. امروز در سالگرد سران شهید آن‌چه را در سال 2006 گفتیم بار دیگر تكرار می‌كنیم و همچنین می‌گوییم: امیدواریم روزی برسد كه ارتش لبنان، این سازمان ملی، تنها نیروی توانا در حفظ و پذیرای مسئولیت دفاع از لبنان باشد تا ما آن روز به خانه‌ها، حوزه‌های علمیه، مدارس، دانشگاه‌ها و زمین‌های كشاورزی‌مان برویم. چالش اصلی این است. ما طرفدار هر چیزی هستیم كه از لحاظ توان، تسلیحات، نفرات، ظرفیت‌ها و سلاح‌های مخصوص و پیشرفته‌ی توانمند در حفظ كیان لبنان در برابر هماوردطلبی‌های اسرائیل، به این ارتش قدرت ببخشد. در هر صورت تجربه‌ها و گذر روزها ثابت خواهد كرد آیا در جهان اراده‌ای برای مجهز كردن ارتش لبنان به چنین سلاحی وجود دارد یا نه؟ اگر این اراده و پشتیبانی شكل بگیرد ما از همه‌ی كسانی كه به لبنان عوامل قدرت را ارزانی می‌دارند تشكر خواهیم كرد.

بیش از سی سال است كه هم و غم ما این است كه از لبنان و ملت، كرامت، استقلال، عزت، توانایی‌ها و منابعش دفاع شود و به خود وا گذاشته نشود. در گذشته لبنان به حال خود واگذاشته شده بود و امروز نیز به خود واگذشته شده است. امیدواریم اراده‌ی ملی جامعی در كشور شكل بگیرد تا حكومتی داشته باشیم كه واقعا به هر وجب از خاك لبنان، به همه‌ی لبنانیان، همه‌ی مناطق لبنان و سرنوشت این كشور فكر كند و ارتشی قدرتمند و توانایی‌هایی مستحكم برای مقابله با این خطرات ایجاد كند.

می‌روم سراغ بخش یا مسئله‌ی دوم. ولی برای ایجاد ارتباط میان دو عنوان، مسئله‌ی دیگری هم ذیل بخش اول وجود دارد كه باید به آن اشاره شود و به درك رویارویی این برهه كمك می‌كند. -باز هم برای یادآوری. خواهش می‌كنم نسل‌های جدیدمان در زمینه‌ی این‌گونه موارد پرس و جو كنند. - از 1982 تا 2000 و تا 2006 مسئولیت همه‌ی تجاوزهای دشمن را به گردن مقاومت می‌انداختند. یعنی پیش از عقب‌نشینی اسرائیل به كمربند مرزی وقتی عملیاتی علیه ارتش اسرائیل و نیروهای اشغالگر انجام می‌شد، اسرائیل جوانان را در ایست‌های بازرسی بازداشت، قریه‌ها را پاكسازی، خانه‌ها را ویران و مردم را بازداشت می‌كرد و بعضی را می‌كشت. بعد از این كه به كمربند مرزی عقب‌نشینی كرد بدون هیچ ملاكی روستاها و شهرها را بمباران می‌كرد و عده‌ای شهید و مجروح می‌شدند. همیشه در لبنان كسانی می‌گفتند مقاومت مقصر است. چرا علیه اسرائیل عملیات می‌كنید؟ چرا به پایگاه‌های اسرائیل حمله می‌كنید؟ چرا در بیروت، جبل، صیدا، صور یا… علیه اسرائیل عملیات استشهادی انجام می‌دهید؟ شما به اسرائیل كاری نداشته باشید او هم به شما كاری ندارد. حتی برخی افراد تا سال 2000 برای شهیدان مقاومت از لفظ شهید استفاده نمی‌كردند. -چرا دارم در مورد گذشته صحبت می‌كنم؟ برای این كه پند بگیریم. - نمی‌گفتند مقاومت و دشمن بلكه از چرخه و حوزه‌ی خشونت و كشتار صحبت می‌كردند و صفت ملی، مقاومتی و شریف بودن را از آن می‌زدودند. خب، اگر آن روز ما به این منطق -كه حتی به جایی رسید كه برای آن به لحاظ سیاسی نظریه‌پردازی شد و سیاست پس‌كشی بهانه‌ها نام گرفت. گفتند چطور لبنان را حفظ كنیم؟ با سیاست پس‌كشی بهانه‌ها. بهانه‌ها را پس‌كشی می‌كنیم و لبنان هم تحت اشغال می‌ماند! نتیجه‌ی نظریه این بود! - گوش سپرده بودیم اسرائیل امروز در بیروت و جبل بود و شاید تا شمال، طرابلس و بعلبك هرمل پیشروی كرده بود، در حال شهرك‌سازی بود، دولت تعیین می‌كرد، كشور را می‌گرداند، گزینه‌های سیاسی را تحمیل می‌نمود، آب‌هایمان را -كه ما لبنانیان نمی‌دانیم چطور از آن‌ها استفاده كنیم. - به سوی فلسطین اشغالی هدایت می‌كردند و بعد اگر نفتی كشف می‌شد دیگر سر وزارت نفت نمی‌جنگیدیم، همه‌اش دست اسرائیل بود! اگر به این منطق گوش سپرده بودیم كه تجاوزهای دشمن اسرائیلی به روستاها، شهرك‌ها، خانه‌ها، مردان و زنان لبنان تنها واكنش طبیعی، منطقی و موجه دشمن اسرائیلی است چون شما به عنوان مقاومت علیه او عملیات می‌كنید… آیا چنین چیزی در لبنان وجود نداشت؟ برای آن ادبیات ساختند، رسانه ساختند، نظریه‌ی سیاسی، فرهنگی و فكری ساختند… ولی این مقاومت و اهالی آن و بسیاری از لبنانیان و ملت لبنان با این منطق تحت فشار قرار نگرفتند و به آن گوش نسپردند بلكه با جان‌فشانی، شهیدان، مجروحان، اسیران، زندانی‌شدن، تحمل و یك، دو، سه، چهار و پنج‌بار مهاجرت به راه و تلاش ادامه دادند تا این پیروزی را رقم زدند؛ این پیروزی كه هر سال آن را جشن می‌گیریم و همه‌ی لبنانیان -چه آن‌ها كه هزینه دادند و چه آن‌ها كه ندادند. - از نعمت آن بهره‌مند هستند. خب، این را در ذهن داشته باشید. چون این مسئله امروز نیز در نبرد وجود دارد.

حالا می‌رویم سراغ خطر و تهدید دوم كه در برهه‌ی گذشته بسیار درباره‌ی آن صحبت كردیم و همه‌ی كشورهای منطقه را تهدید می‌كند. همان طور كه اسرائیل تهدیدی برای همه‌ی كشورها، دولت‌ها و ملت‌های منطقه است امروز این خطر نیز همه‌ی كشورها و ملت‌های منطقه را تهدید می‌كند. این خطر، همان تروریسم تكفیری است. صراحتا بگویم تكفیر به خودی خود و به تنهایی خطر بزرگی محسوب نمی‌شود. اگر یك نفر می‌خواهد به من بگوید تو كافری مختار است. بنده از او شهادت نخواسته‌ام كه به من بگوید كافرم یا مؤمن؟ هر كس را می‌خواهد كافر بداند خودش می‌داند. یعنی اگر مسئله در حوزه‌ی فكر و نظر بماند به خود افراد مربوط است. در هر صورت در دنیا كسی از شما، هیچ كس دیگر یا من و شما شهادت نمی‌خواهد. در آخرت هم كه كلید بهشت دست آن‌ها نیست كه هر كس را خواست بفرستد داخل و هر كه را خواست بیرون كند. كلید بهشت در جای مشخص خودش است. معضل فقط در تكفیر نیست، معضل این است كه این افراد وقتی تكفیر می‌كنند وجود طرف مقابل را كه به لحاظ عقیدتی، فكری، مذهبی یا حتی سیاسی با آن‌ها اختلاف دارد نمی‌پذیرند بلكه مستقیم می‌روند سراغ حلال شمردن خون، ناموس و اموال وی و راندن، لغو كردن، دور ریختن و حذف افراد. این مسئله در همه‌ی منطقه مشخص شده است و نیاز به صرف وقت و استدلال از جانب بنده ندارد. حالا در خلال صحبت برخی نمونه‌ها روشن خواهد شد. خب، این تروریسم تكفیری كه امروز در تمام منطقه حضور دارد از گروه‌های مسلح موجود در بسیاری و بلكه همه‌ی كشورهای منطقه تشكیل شده است. این جریان‌ها یا گروه‌ها در مسیر تكفیر، راندن و حذف كردن و هتك حرمت هر كس غیر از خود گام بر می‌دارند. حتی مسئله‌ی اهل سنت و غیر اهل سنت یا مسلمانان و مسیحیان نیست. مسئله‌ی مسیحیان و حتی شیعیان، علویان، درزی‌ها، اسماعیلیان، زیدی‌ها و هر غیر اهل سنتی درون دایره‌ی اسلام مشخص است ولی در میان اهل سنت هم هر اهل سنتی كه مانند آن‌ها نباشد هدف تكفیر است. ساده‌ترین چیز هم برایشان این است كه بگویند تو یك كافر مرتد هستی. خب، آیا چند هفته پیش داعش درباره‌ی جبهه‌ی النصره قضاوت نكرد؟ داعش و جبهه‌ی النصره‌ای كه یك تفكر و روش دارند، یك تشكیلات بوده‌اند، امیرشان، بیعتشان، نفسشان و اخلاقشان یكی است، در همه چیز، زیست، قالب، منطق، زبان، ادبیات، عقل و قلب كاملا واحد هستند. اما چون بر سر یك مسئله‌ی سیاسی یا شاید یك چاه نفت در سوریه یا تقسیم غنایم به اختلاف خورده‌اند خیلی راحت حكم كفر و ارتداد یكدیگر و سپس احكامی را كه در پی حكم اول می‌آید صادر كرده‌اند. این مسئله امروز در سرتاسر منطقه روشن شده است كه: وقتی با دیگری كه از خودشان است در یك مسئله‌ی تشكیلاتی، سیاسی یا مالی به اختلاف خوردند به سرعت سراغ حكم كفر و ارتداد می‌روند و آن را ترتیب اثر می‌دهند. باید در این كشتار وحشتناك و شدیدی كه مدتی است میان داعش از یك سو و جبهه‌ی النصره و دیگران از سوی دیگر در سوریه رخ می‌دهد بسیار تأمل شود. نه از باب سرزنش كسانی كه با آن‌ها اختلاف داریم. نه، واقعا باید همه بنشینند این صحنه را تماشا كنند و عبرت بگیرند. حال را مطالعه كنیم و برای آینده از آن استفاده ببریم. به آن‌چه در همین چند هفته رخ داده است نگاه كنید. آمار خود مخالفان سوریه حاكی از بیش از 2000 كشته و ده‌ها عملیات انتحاری علیه طرف مقابل، طی چند هفته است. به روستاهای مملو از اهالی فقط به خاطر این كه این روستا طرفدار داعش و دیگری طرفدار النصره است خودروهای بمب‌گذاری‌شده فرستادند. در حالی كه بسیاری از مردم روستا نه با داعشند و نه با النصره؛ شاید تنها به لحاظ سیاسی طرفدار اپوزوسیون باشند. به هیچ كس رحم نكردند. زنان را به اسارت بردند، كودكان را سر بریدند و روستاها را نابود كردند. این‌ها را علیه یكدیگر انجام دادند. در مورد نبردشان با نظام صحبت نمی‌كنم؛ این مسئله به كنار. علیه یكدیگر عملیات انتحاری انجام دادند. بازداشت‌شدگان و اسیران را بی‌رحمانه كشتند. گورهای دسته‌جمعی و جنایت‌های جمعی آفریدند. چرا؟ اختلافشان سر چه چیزی بوده است؟ مگر شما یك روش، یك تفكر، یك مذهب، یك رویكرد و یك امیر ندارید؟ اختلافشان سر چه چیزی بوده؟ بر سر مسائل سیاسی یا تشكیلاتی كه چه كسی امیر باشد یا چاه نفت مال چه كسی باشد؟ مگر غیر از این است كه اختلافشان سر این چیزها بوده است و به خاطر این‌ها چنین رفتارهایی كرده‌اند؟ این الگو و این صحنه را ببینید و خوب تأمل كنید. تأمل روی این صحنه عقلانیت آن‌ها را برای شما تبیین می‌كند؛ عقلانیتی كه بر فرماندهان و افراد این گروه‌ها حاكم است. در هر صورت این جدید و شگرف نیست. ما توقع چنین رفتارهایی را داشتیم. نه به خاطر این كه ما چیزهایی را می‌بینیم كه دیگران نمی‌بینند! به خاطر این كه هر كس از تجربه‌های پیشین استفاده كند می‌تواند توقع چنین رفتارهایی را داشته باشد. حتی توقع نداشتن چنین چیزی واقعا عجیب است. خب، همین تجربه‌ی افغانستان. گروه‌های جهادی افغانی با یكی از دو ارتش قدرتمند جهان، ارتش شوروی، جنگیدند و آن را در افغانستان شكست دادند. سپس وقتی شوروی خارج شد بعضی از گروه‌های جهادی افغانستان با این تفكرات تكفیری، حذفی و خونبار رو آوردند به قتل و به نام پیامبر حدیثی جعل كردند كه: ذبح را برای شما آوردم. در حالی كه این دین خدا و رسول الله نیست و نمی‌تواند دین هیچ كدام از پیامبران خداوند(عز وجل) باشد. وارد جنگی خونبار میان خود شدند و بیش از ارتش شوروی حومه‌ها، شهرها و روستاها را نابود كردند، كشته و مجروح بر جا گذاشتند و فرماندهان جهادی بزرگ را كشتند. و امروز افغانستان كجاست؟ از روزی كه شوروی از این كشور خارج شده است تا امروز یك روز را بیاورید كه در آن كشتار، جراحت، انفجار، تخریب و زندگی دشوار نبوده باشد. یك روز را بیاورید كه صلح و آسایش برقرار بوده باشد. به خاطر همین گروه‌هاست. خب، اگر بگویید افغانستان كوهستانی است و شرایطش سخت است، می‌گویم الجزایر. گروه‌های مسلح الجزایر با ملت این كشور چه كردند؟ بر سر مردمشان چه آوردند؟ سپس با هم چه كردند؟ چقدر امیران یكدیگر را كشتند؟ میان این گروه‌ها چه درگیری‌ها كه رخ نداد. مثال زیاد است ولی به همین مقدار بسنده می‌كنم تا وقت برای دیگر مسائل هم بماند. پس این حوادث دارد مقابل چشمان ما رخ می‌دهد و همه باید از آن‌ها عبرت بگیریم.

از این‌جا ذیل این بخش وارد مسائل مربوط به لبنان می‌شوم. خب، در لبنان در مناطق مختلف انفجارهایی رخ داد و چندین عملیات انتحاری مردم، زنان، كودكان، بازارها و مردم معمولی را آماج حمله قرار دادند و مرتكب این دست جنایات شدند. ولی برخی از افراد ابتدا منكر می‌شدند و می‌گفتند كار نظام سوریه، سازمان اطلاعاتی سوریه یا موساد است. بنده صراحتا گفتم ما در بدو امر كسی را متهم به بمب‌گذاری نكردیم و گفتیم آرام باشید مسائل روشن خواهد شد؛ البته نه از این بابت كه بنده رازهایی می‌دانم كه آن‌ها نمی‌دانند، نه. آن‌ها رفته‌اند سراغ یك جنگ علنی. به همین خاطر فیلم می‌گیرند، روی اینترنت می‌گذارند، مسئولیت انفجارها را بر عهده می‌گیرند، افراد انتحاری را نشان می‌دهند، پیام می‌دهند و هدف‌هایشان را اعلام می‌كنند. پس این كه گروه‌های تكفیری و خون‌ریز -نه جهادی- پشت عملیات‌های انتحاری و بمب‌گذاری‌ها هستند چیزی نیست كه جای بحث و جدل داشته باشد. هنوز كسی در لبنان و جهان هست كه بخواهد با ما بحث كند؟ قطعا اسرائیل در این گروه‌ها دست دارد. قطعا آمریكایی‌ها این گروه‌ها را اجیر می‌كنند؛ چه این كه سالیان متمادی در عراق و غیر عراق كردند. ولی جای بحث نیست كه شخص فلانی و فلانی كه مشخص شده است لبنانی، فلسطینی، سوریه‌ای، سعودی، مراكشی و عراقی هستند و اسامی‌شان كم كم روشن می‌شود این شبكه‌ها را مدیریت می‌كردند و این عملیات‌های انتحاری و این انفجارها را در لبنان ترتیب می‌دادند. این‌ها نشان‌دهنده‌ی چیست؟ نشان دهنده‌ی این روش و این عقلانیت است. خب، در پی این انفجارها و عملیات‌های انتحاری مثل همیشه لبنانیان چند دسته شدند و در لبنان بحثی شكل گرفت كه اگر دخالت نظامی حزب الله نبود این انفجارها و این عملیات‌های انتحاری رخ نمی‌داد. از همان روز با این منطق توجیه‌گر این گونه عملیات‌ها پیش رفتند، هنوز منطقشان همان است، امروز هم همان است و همان هم خواهد ماند. حتی اگر با هم در یك دولت حضور داشته باشیم این منطق باقی خواهد ماند چون این بخشی از خصومت و نبرد سیاسی فعلی كشور است. خب، كمی به این منطق می‌پردازیم. یعنی پیش از این كه ما به سوریه برویم آنان در شمال، برخی اردوگاه‌ها و برخی مناطق چنین مسائلی را تحمیل نمی‌كردند؟ خودروهای بمب‌گذاری شده را به مناطق مسیحی‌نشین و سراغ ارتش و… نمی‌فرستادند؟ اخبارش هست. باید حتما برگردیم بشماریم؟ رسانه‌ها می‌توانند بروند لیستش را در بیاورند. این‌ها اصولا پیش از حوادث سوریه بود. خب، این را كنار بگذارید. در مقابل این منطق دو فرضیه وجود دارد و فرض دیگری قابل تصور نیست. یا این انفجارها به دخالت ما در سوریه ربطی نداشته است یا داشته. فرضیه‌ی دیگری هم هست؟ یكی از این دوست دیگر. یا ورود ما به سوریه دلیل این مسئله بوده است یا نبوده. دخالت ما دلیل آن نبوده و آنان همیشه می‌خواسته‌اند جبهه‌ی لبنان را نیز بگشایند. این از این دو فرضیه.

اما برویم سراغ فرضیه‌ای كه ما به آن معتقدیم: لبنان یكی از اهداف این گروه‌های تكفیری است و این از ادبیات و سخنرانی‌هایشان مشخص است. ولی گفته‌اند لبنان امروز جبهه‌ی پشتیبان است نه جبهه‌ی جهاد. اولویت سوریه است، سپس سراغ لبنان خواهیم آمد. این را گفتند یا نگفتند؟ این در اینترنت، شبكه‌های تلویزیونی، رسانه‌ها و… هست. خب، طبق برخی اولویت‌ها رفتند سراغ سلطه بر مناطق هم‌مرز با لبنان چه مرزهای شمالی و چه مرزهای بقاعی -اگر استعمالی صحیح باشد. -. پس مسئله تنها زمان است. یعنی از منظر اعتقادی آن‌ها خواهند آمد و ما معتقدیم اگر امروز نیایند فردا خواهند آمد. چه این كه خودشان هم این را اعلام كردند و گفتند. این مربوط به وقتی است كه مسئله را اصولا به حضور حزب الله در سوریه مرتبط ندانیم. لبنان اصولا از اهداف گروه‌های تكفیری و بخشی از پروژه‌ی این گروه‌هاست. و به دلیل این كه آمریكا و اسرائیل در این گروه‌ها دست دارند قطعا لبنان را هدف قرار خواهند داد. چون می‌خواهند منطقه را به بن‌بست بكشانند و ویژگی لبنان همچون سوریه این است كه مقاومتی دارد كه تهدید پروژه‌ی اسرائیل در منطقه محسوب می‌شود. خب، معنایش این است كه این‌ها بالاخره خواهند آمد. و آن‌چه آنان را به ورود به عرصه‌ی لبنان وا داشته است عقلانیت، پروژه و روش خودشان بوده است. این گونه این جبهه گشوده شده. این یك منطق.

یك منطق. یك منطق دیگر هم وجود دارد. اگر ما نگاه شما را پذیرفتیم -امروز بنده نمی‌خواهم از منطق اول دفاع كنم. می‌خواهم در قالب جدل منطق دوم را بپذیرم. - كه: ای مردم، شما دارید برای حضور رزمندگان حزب الله در سوریه هزینه می‌دهید. به این دلیل است كه این گروه‌ها وارد كشور شدند و این انفجارها و عملیات‌های انتحاری را ترتیب دادند و به این گزینه رسیدند. بگذارید این فرضیه را بپذیریم. اگر این فرضیه را پذیرفتیم -این‌جا هم می‌خواهم روشن و صریح صحبت كنم. - سؤال دیگری به وجود می‌آید: آیا دادن این مقدار هزینه و تحمل این پیامدها منطقی است؟ آیا ارزشش را دارد كه به قصیر و دمشق برویم و بجنگیم؟ دو منطقه‌ی عمده‌ای كه در آن‌ها مشاركت داشتیم. قصیر و دمشق هر دو مناطق مرزی محسوب می‌شوند. چون اگر خدای ناكرده دمشق سقوط كند همه‌ی مناطق مرزی به دست گروه‌های مسلح می‌افتد. آیا ارزشش را دارد دست به كاری بزنیم كه چنین واكنش‌هایی در پی دارد؟ خب، این‌جا باز می‌گردم به آن‌چه كمی پیش درباره‌ی اسرائیل عرض كردم كه به ما می‌گفتند: چون شما به اسرائیل حمله كردید و با آن‌ها، ایست‌های بازرسی، حضور، محل‌های اسكان و مقرهایشان جنگیدید این واكنش‌ها طبیعی است. یعنی كار اسرائیل را توجیه می‌كردند. امروز نیز تجاوز گروه‌های مسلح را به لبنان توجیه می‌كنند. همانند صحبت‌های گذشته نمی‌خواهم مشخصات و انگیزه‌های حضور و نبردمان در سوریه را توضیح دهم و این كه چرا هنوز در سوریه می‌جنگیم و چرا هر جا كه لازم باشد باشیم باقی خواهیم ماند؟ به عبارتی هیچ تغییری صورت نگرفته است. بلكه اطلاعات جدید مردم را بیش از پیش به راستی و درستی این گزینه قانع می‌نماید. بنده نمی‌خواهم از ابتدا آغاز كنم بگذارید -به قول معروف- آخرش را بگوییم. بر اساس اطلاعات جدید از وضعیت منطقه و جهان می‌بینیم اكثر كشورهای جهان كه حمایت مالی و تسهیل كردند یعنی ویزا دادند و مرزها را باز كردند، تشویق و پشتیبانی نمودند و جنگجویان خارجی یعنی غیر سوری را به سوریه رساندند، از هراس، نگرانی و وحشتشان از خطرات امنیتی پیروزی این گروه‌ها در سوریه و بازگشتشان به آن كشورها، مخصوصا برای كشورهای همسایه و خطراتی كه آن كشورها و جوامع را تهدید خواهد كرد صحبت می‌كنند. درست است یا نه؟ این اطلاعات را من اختراع كرده‌ام یا واقعا وجود دارد؟ امروز دستگاه‌های اطلاعاتی غربی و غیر غربی و برخی كشورهای منطقه‌ای جلسه می‌گذارند تا ببینند باید چه كار كنیم!؟ خب، [می‌گویند:] اگر -خدای ناكرده- این‌ها پیروز شوند پایگاه بسیار عظیمی خواهند یافت. سوریه بدتر از افغانستان خواهد شد. سپس سراغ ما خواهند آمد. آن موقع چه كنیم؟ یا اگر شكست بخورند و كم كم عقب‌نشینی كنند و از سوریه خارج شوند و سپس بازگردند چه كنیم؟ این بلایی است كه خودشان سر خودشان آورده‌اند و مار در آستینشان پرورش داده‌اند. امروز این بحث در جهان وجود دارد یا نه؟ این یكی از اطلاعات.

دوم: مدتی است تعدادی از كشورها قوانینی تنظیم كرده‌اند كه مانع سفر و مشاركت اهالی و شهروندان در جنگ سوریه می‌شود. مثلا تونس جلوی سفر به سوریه را گرفته و اقدامات لازم را انجام داده است. تونسی‌ها در این باره صحبت كرده‌اند. خب، چرا تونسی‌ها و دولت تونس مجبور شده‌اند چنین موضعی بگیرند در حالی كه در ابتدا همه‌ی حوادث سوریه را تأیید و از آن پشتیبانی كردند؟ چون كسانی كه به تونس برگشتند، بخشی از بلاهایی را كه امروز بر سر ملت‌های منطقه می‌آید بر سر جامعه، ملت و آینده‌ی سیاسی تونس آوردند. از جمله عملیات‌های تروریستی، كشتار، ترور، سرپیچی و الخ. خب، تونسی‌ها به خود آمدند و دیدند كه اگر قرار باشد این‌ها همین طور ادامه دهند تونسی باقی نخواهد ماند و این عقلانیت و شهامت را داشتند كه خیلی زود چنین اقداماتی را عملی كنند. خب این هم دوم.

سوم: شاید برخی لبنانیان بگویند تونس دور است و سعودی بیش‌تر برایشان اهمیت داشته باشد! خیلی خب، در هفته‌های اخیر سعودی چه كاری كرده؟ اول: یك هجوم رسانه‌ای، فرهنگی و تبلیغی علیه شیخ‌های سعودی كه جوانان سعودی را به رفتن به سوریه تحریك می‌كنند آغاز كرده است. آیا واقعا این یك رفتار فردی از فلان روزنامه‌نگار، فلان استاد یا فلان شیخ است؟ نه، یك سیاست رسمی است. امروز هجمه‌ای شدید با ذكر نام‌ها و نسبت دادن لقب “فعالان [توییتر] ” كه جوانان سعودی را به جنگ در سوریه فرا می‌خوانند، در جریان است. در حالی كه خودشان سه سال بود جوانان سعودی را به جنگ در سوریه فرا می‌خواندند. چرا امروز این اقدامات صورت می‌گیرد؟

دوم: تمهیدی قانونی اندیشیده شد كه هر كس به خارج از كشور رفت و جنگید -از جمله عرصه‌ی گسترده‌ی پیش روی جوانان سعودی یعنی: سوریه- اگر شهروند باشد به سه تا بیست سال و اگر نظامی باشد به پنج تا سی سال زندان محكوم می‌شود. خب، چرا امروز؟ چون سعودی موضع و استراتژی‌اش را درباره‌ی سوریه تغییر داده است؟ نه، هنوز پول و سلاح می‌فرستد و پشتیبانی سیاسی و رسانه‌ای می‌كند. این روزها مسئله‌ی جدیدی را در شورای امنیت مطرح كرده‌اند و در سوریه در همه‌ی جبهه‌ها می‌جنگند. بلكه به خاطر این است كه جوانان سعودی نباید برای جنگ به سوریه بروند. همچنین یكی از اقدامات دیگر این است كه سفارت‌های سعودی در كشورهای همسایه [ی سوریه] یعنی تركیه، اردن، لبنان و… به جوانان سعودی در سوریه فراخوان داده‌اند كه تشریف بیاورید شما را پذیرش كنیم و ترتیب بازگشتتان را به كشور بدهیم. چرا؟ بگویید چرا؟ اگر گفتید چرا؟ خیلی ساده است. پیش از این كه پاسخ بدهم: در ضمن می‌دانیم در این سه سال سازمان اطلاعات سعودی پول خرج می‌كرد و از طریق رسانه‌های رسمی و غیر رسمی سعودی، شیخ‌ها، فتاوی، اینترنت و… سرباز می‌گرفت و جوانان سعودی را برای جنگ به سوریه می‌فرستاد. چه شد كه این طور شد؟ خیلی ساده است. دولت سعودی متوجه شد این افراد وقتی بر می‌گردند بلای جان كشور می‌شوند، چنان كه پس از [جنگ] افغانستان رخ داد. آیا فراموش كردیم وقتی جوانان سعودی از افغانستان و پاكستان باز گشتند در این كشور چه قتل‌ها، انفجارها، عملیات‌های انتحاری و فجایع دردناكی میان گروه‌های القاعده و ارتش و دستگاه‌های امنیتی سعودی رخ داد؟ همه‌ی این‌ها را فراموش كرده‌ایم؟ حكومت سعودی پی برد تداوم این سیاست یعنی حضور تعداد بیش‌تری از جوانان سعودی در جنگ سوریه، كسب این تفكر و تجربه و لیاقت و سپس بازگشت به سعودی برای ایجاد نبرد، كشتار و مصیبت در سعودی. پس برای حفظ قدرت حاكم به این گزینه پناه آوردند و گفتند جوانان سعودی نباید بروند. برای پایان دادن به فتنه، جنگ، درگیری، تخریب و خونریزی در سوریه نبود. به خاطر شرایط سعودی بود. خیلی خوب است، همین مقدار هم خوب است. هر قدر هیزم، گازوئیل و بنزینی را كه روی این آتش می‌ریزند كم كنند خوب است. این‌ها از زبان اطلاعات بود.
حالا از لبنانیان می‌پرسم چرا آمریكا، فرانسه، بریتانیا، بلژیك، كانادا، همه‌ی كشورهای جهان، سعودی، تونس و همه‌ی این كشورهای دور از سوریه حق دارند از حضور جوانانشان در میان این گروه‌های مسلح مستقر در خاك سوریه نگران باشند ولی ما لبنانیان كه همسایه و همجوار سوریه هستیم و آینده، سرنوشت، امنیت، صلح، خورد و خوراك و زندگی‌مان به حوادث سوریه ربط دارد حق نداریم نگران باشیم؟ چرا ما حق نداریم تمهیداتی بیاندیشیم، جلوگیری كنیم و تك بزنیم یا هر چه شما اسمش را می‌گذارید؟ دولت لبنان -كه ما بخشی از آن بودیم. - چه كرد؟ حكومت لبنان در مقابل این تهدید جز عدم دخالت -یعنی كردن سر زیر برف- چه كاری كرد؟ حالا خیلی‌ها پیدا می‌شوند می‌گویند: این چه حرفی است كه می‌زنید؟ حكومت باید تصمیم بگیرد. [در پاسخ می‌گوییم:] مگر چند سال صبر نكردیم؟ 30.000 لبنانی مسیحی و مسلمان در القصیر حضور دارند كه به آنان تعدی شد، برخی روستاهایشان اشغال شد، بعضی‌هایشان ربوده شدند، تعدادی كشته شدند و به زنان لبنانی تجاوز شد. ننگ نیست؟ برایتان نام‌هایشان را بیاورم؟ مایه‌ی ننگ نیست؟ شما در لبنان چه كردید؟ حكومت لبنان چه كرد؟ دولت لبنان چه كرد؟ هیچ، عدم دخالت! آیا حق نداریم دخالت كنیم تا خطر كشتار، مهاجرت، تجاوز و غارت را از 30.000 لبنانی ساكن منطقه‌ی القصیر دور كنیم؟ حق نداریم؟ طبق منطق شما ارزش تحمل این واكنش‌ها را نداشت كه مثلا چند خودروی بمب‌گذاری‌شده یا چند انتحاری بفرستند؟ این بخشی از نبرد است.

آیا شما دولت و حكومت لبنان و دیگر لبنانیان فراموش كردید عده‌ای در بقاع پیدا شدند كه تهدید می‌كردند -نوارش در شبكه‌های تلویزیونی موجود است. - ما در عرض نیم ساعت از بعلبك تا هرمل را می‌گیریم؟ پشتشان به چه گرم بود؟ به این كه به زودی گروه‌های مسلح بر تمام مناطق مرزی تسلط خواهند یافت و آنان را پشتیبانی و حمایت خواهند كرد، وارد لبنان خواهند شد و بعلبك هرمل را در نیم ساعت اشغال خواهند كرد. این‌ها را ندیدید؟ نشنیدید؟ برایش چه كار كردید؟ برعكس استقبال كردید، به دیدارشان رفتید، هیئت به دیدارشان اعزام كردید، خوشامد گفتید و هنوز هم دارید خوشامد می‌گویید. این‌ها رخ داد یا رخ نداد؟ تحمل برخی پیامدها برای دوركردن خطر از اهالی بعلبك هرمل می‌ارزد یا نمی‌ارزد؟

خب، امروز بنده پیش از این كه برویم سراغ موضوع آخر یك سؤال دیگر دارم. اگر خدای ناكرده گروه‌های مسلح بر سرتاسر سوریه تسلط پیدا كردند چه پیش خواهد آمد؟ وضعیت سوریه امروز چگونه است؟ صحنه‌های رقه، دیر الزور، ادلب، شمال حلب و شمال ادلب می‌خواهد در تمام سوریه تسری یابد. مثل افغانستان پس از خروج ارتش شوروی و مثل الجزایر. هر كس نظر دیگری دارد بسم الله. چه كسی زمام امور سوریه را به دست خواهد گرفت؟ رئیس ائتلاف مخالفان؟ مجلس ملی استانبول؟ چه كسی؟ آینده‌ی سوریه این است. این یكی از مهم‌ترین اطلاعات است. این دگرگونی افكار عمومی حتی در سوریه و این تظاهراتی كه انجام می‌گیرد. این طور نیست كه سازمان اطلاعات سوریه آن تظاهرات‌ها را به راه انداخته باشد، نه. بسیاری از این مردم درك كردند گرچه به نظام انتقاداتی دارند یا حتی در برابرش موضع دارند -هر طور می‌خواهید ارزیابی كنید. - ولی جایگزین آن به قول خودشان دموكراسی، آزادی و آزادی بیان نیست. اگر كسی حرف بی‌دلیلی بزند در خیابان محاكمه، جلوی چشم مادرش كشته و به كفر متهم می‌شود. جایگزینی كه به مردم سوریه ارائه شده این است. به همین دلیل امروز از انتخابات پیش رو می‌ترسند. چرا؟ بیایید در سوریه انتخابات برگزار كنید. دیروز یكی از تحلیل‌گران سیاسی وقتی آمریكایی‌ها به حمایت پوتین از نامزد شدن مارشال سیسی در مصر واكنش نشان دادند و گفتند رئیس جمهور مصر را باید ملت این كشور انتخاب كنند، حرف خوبی زد: خب، رئیس جمهور سوریه را هم ملت سوریه انتخاب كنند. چرا از انتخابات در سوریه می‌ترسید؟ چرا؟ چون آن‌ها می‌دانند سلیقه و افكار عمومی مردم به چه سمتی متمایل شده است. امروز می‌خواهم از لبنانیان این را بپرسم. اگر خدای ناكرده این گروه‌های مسلح بر سوریه یا تمامی مناطق هم‌مرز با لبنان نه دمشق و دیگر مناطق سوریه تسلط پیدا كردند و همه‌ی مرزهای ما به محل‌های اسكان، مقرها و پادگان‌های آن‌ها باز می‌شد آن وقت خواهید دید می‌گویند حالا وقت آن رسیده است كه لبنان میدان جهاد باشد و نه میدان پشتیبانی. بعد تصور كنید ما آن روز هنوز هیچ كاری نكرده باشیم! خب، وقتی فعالیتشان را در لبنان آغاز كنند آن روز چه كاری می‌توانید بكنید؟ می‌خواهید در همه‌ی مرزها و خطوط بجنگید؟ اگر امروز دو، سه یا ده خودروی بمب‌گذاری‌شده می‌آید كه الحمدلله تا امروز نصفش كشف شده است آن روز چند تا خواهد آمد؟ آن روز كه همه‌ی گذرگاه‌ها و مرزها باز است… به همه‌ی مناطق خودرو می‌فرستند. در آن صورت چه آینده‌ای برای لبنان متصور خواهد بود؟ چرا سرتان را زیر برف می‌كنید؟ چرا مردم را فریب می‌دهید؟ می‌خواهم پیش از مسلمانان از مسیحیان سؤال كنم: دارید سوریه را می‌بینید -بنده تحریك فرقه‌ای نمی‌كنم. كسی نگوید سید دارد تحریك می‌كند، اصلا. - آن روز وضعیت كلیساها، كشیش‌ها، راهبه‌ها، صلیب‌های شما، تصویرهای حضرت عذراء(علیها السلام) و مقدساتتان چگونه خواهد بود؟ جهان برای شما چه خواهد كرد؟ در گذشته در عراق چه كردند؟ مگر همین گروه‌ها نبودند كه در همه جا آن طور عمل كردند؟ نگویید این داعش بوده و فلان كس نبوده است. همه‌شان شبیه هم هستند. تا این لحظه ثابت كرده‌اند همه مثل هم هستند. نام‌هایشان متفاوت است اگر نه عقلانیت، جوهره و تفكر واقعی‌شان تقریبا یكی است. خب، اگر به همه‌ی این مناطق مرزی تسلط پیدا كردند و لبنان را هم به عنوان بخشی از حكومت اسلامی عراق و شام خواستند چه می‌كنید؟ چه كرده‌اید؟ تا این لحظه چه كرده‌اید؟ این یك سؤال است. خوشتان بیاید یا نیاید این یك سؤال موجود و مطرح است. خب، مسلمانان هم همین‌طور. امروز وضعیت درزی‌ها در منطقه‌ی سویدا چگونه است؟ -بنده در ابتدا به شما وعده دادم می‌خواهم صریح صحبت كنم. - حتی درزی‌های طرفدار مخالفان. درزی‌های منطقه‌ی سویدا می‌توانند از خودشان نه در برابر اهل سنت بلكه در برابر این گروه‌های تكفیری كه اهل سنت، درزی‌ها، مسیحیان و همه را تهدید می‌كنند دفاع كنند؟ وضعیت منطقه‌ی سویدا را كه دارید می‌بینید. خب، میان درزی‌های سوریه و لبنان چه تفاوتی هست؟ موضع سیاسی‌تان نسبت به مخالفان سوریه شما را از دست این افراد نجات خواهد داد!؟ تفكر، فقه، عقل و ادبیاتشان را نمی‌شناسید!؟ تكلیف علویان و شیعیان هم كه مشخص است؛ حتی برادران اهل سنت ما. به عبارتی اگر این گروه‌های مسلح پیروز شوند آینده‌ای برای جریان المستقبل در لبنان متصور است؟ برای خاندان‌ها و سران سیاسی میهن‌پرست لبنان آینده‌ای متصور است؟ برای جماعت اسلامی لبنان آینده‌ای متصور است؟ برای رویكردهای اسلامی غیر تكفیری لبنان آینده‌ای متصور است؟ یا نه عزیزان، سر همه‌مان یك بلا خواهد آمد؟ دلیل می‌خواهید؟ سوریه. دلیل می‌خواهید؟ افغانستان. دلیل می‌خواهید؟ عراق. دلیل می‌خواهید؟ پاكستان. دلیل می‌خواهید؟ سومالی. دلیل می‌خواهید؟ اصلا دلیل لازم دارد؟ یك ساعت است داریم دلیل می‌آوریم. این خطر، اولا خطر اسرائیل، همه‌ی لبنانیان را تهدید می‌كند، باور بكنند یا نكنند، بپذیرند یا نپذیرند. فرض كنید چیزی سمی است. یك نفر می‌گوید این سم است. می‌گویند نه، آبمیوه است. خب، اشكالی ندارد. شما اگر دلت می‌خواهد فكر كن آبمیوه است ولی سم است! نهایتا هم اگر بنوشی خواهی مرد. بنده هم دارم سمی را كه فكر می‌كنید آبمیوه است از شما دور می‌كنم. ماجرای اسرائیل این بوده و هست و مسئله‌ی این تروریسم تكفیری نیز همین بوده و هست. پس برای مقابله با این خطر و این جنگ بدون مرز كه سال‌هاست در كشورهای مختلف عربی و اسلامی در جریان است و در الجزایر، عراق، افغانستان، پاكستان، سومالی، سوریه و… صدها هزار قربانی گرفته است، چه باید بكنیم؟ امروز بلای موجود در سرتاسر منطقه به منطقه‌ی ما رسیده است. این ماییم كه باید به مقابله بپردازیم. در زمینه‌ی مقابله اجازه دهید خیلی سریع به چند مورد اشاره كنم:

اولا: امشب و در سالگرد شهادت، فداكاری، هماوردطلبی و عزت سید عباس، حاج عماد و شیخ راغب باید از صبر، تحمل، بصیرت و اراده‌ی مردم مخصوصا خانواده‌های شهید و جانباز و كسانی كه در انفجارها صدمات جانی و مالی به آن‌ها وارد شده است قدردانی كنیم.

ثانیا: باید به توانایی بالای این مردم در زمینه‌ی خویشتن‌داری، كنترل اعصاب و در نیافتادن به ورطه‌ی مقابله به مثل تبریك گفت. واقعا اگر به ارزش بشری، اخلاقی، ملی و دینی آن‌چه تا این لحظه رخ داده فكر كنیم در خواهیم یافت امری عظیم و متمدنانه است. این خویشتن‌داری نشان‌دهنده‌ی عمق پایبندی به این ارزش‌هاست و واقعا به قدردانی نیاز دارد.

ثالثا: باید بدانیم این نبرد به صبر، تحمل، فداكاری و پذیرش نتایج واكنش‌های احتمالی نیاز دارد. زنان، كودكان و بزرگ و كوچكی كه در این انفجارها شهید شدند درست مانند جوانان ما كه در سوریه به شهادت رسیدند و می‌رسند شهید شدند. آن‌ها و این‌ها شهیدان یك نبردند. مثل هنگامی كه با بمباران اسرائیل كسانی در روستاها شهید می‌شوند و بخشی از شهیدان مقاومت هستند. این خون‌ها، شهادت، فداكاری‌ها و صبر است كه پیروزی‌های مقاومت را رقم زد. این‌جا نیز این شهادت‌ها، خون‌ها، زخم‌ها، صبر، آه، تحمل و گاهی مهاجرت از برخی خانه‌ها بخشی از این نبرد هستند. می‌ارزد؟ بله، می‌ارزد. چرا؟ به خاطر این كه -همان طور كه درباره‌ی مقاومت گفتیم. - تمام خاكمان اشغال نشود، همه‌ی خانه‌هایمان ویران نشود، همه‌ی زنانمان اسیر نشوند، همه‌ی كودكانمان ذبح نشوند، همه‌ی منابعمان به یغما نروند و همه‌ی مردممان ذلیل نشوند. بله، طبیعی است كه برخی از مقاومان و مردم به شهادت برسند و قربانی شوند، خسارت مالی بدهیم، گرسنگی بكشیم، مهاجرت كنیم، احساس هراس، نگرانی و اضطراب داشته باشیم -درباره‌ی مردم معمولی صحبت می‌كنم. -. ای مردم شریف، این‌ها بخشی از نبرد است. آن‌ها از شما چه می‌خواهند؟ به دروغ به شما می‌گویند: از سوریه عقب‌نشینی كنید، ما با شما در لبنان كاری نداریم. این دروغ است. چون اگر به مرزها تسلط پیدا كنند، خودروهای بمب‌گذاری شده به لبنان، به تمام مناطق سرازیر می‌شوند. چون عقلانیت آن‌ها این‌گونه است. نمی‌توانند غیر از این باشند. برعكس این را، این كه همه را از همه‌ی فرقه‌ها ذبح كنند، وظیفه‌ی دینی و شرعی خود می‌دانند. ضمن این كه خود این انتحاری‌ها چه گفته‌اند؟ -به نظر 14 مارسی‌ها و شریكان فردایمان در كابینه، وزارت دادگستری، وزارت كشور و الخ. - گفته‌اند ما جز در دو صورت از عملیات‌های انتحاری دست بر نخواهیم داشت. یك: عقب‌نشینی حزب الله از سوریه. دو: آزادای به قول خودشان اسرایشان در زندان‌های لبنان و زندان رومیه. یعنی كسانی كه در اردوگاه نهر البارد جنگیدند و افسران و سربازان ارتش لبنان را -كه از تمام فرقه‌ها هستند. چون ارتش ملی است. - كشتند. گفته‌اند اگر آن‌ها را آزاد نكنید ما به عملیات‌های انتحاری ادامه خواهیم داد. پس دلیلش رفتن ما به سوریه نیست. پس سوم این كه این مسئله جان‌فشانی می‌طلبد. چنان كه مقاومت در برابر اشغال اسرائیل جان‌فشانی می‌طلبد.

رابعا: همه‌ی مردم اعتقاد داشته باشند ما در این نبرد نیز همان طور كه در مقاومت پیروز شدیم، پیروز خواهیم شد ان شاءالله. مسئله، مسئله‌ی زمان است. چون عقل‌ها، اراده‌ها، عزم‌ها، برنامه‌ها، ظرفیت‌ها، توانایی‌ها و… كه این نبرد در سطح رسمی، مقاومت و مردمی می‌طلبد، موجود و در جریان است. ولی طبیعتا نیاز دارد به زمان. این یك نبرد سرنوشت‌ساز و تاریخی است كه نیاز به وقت دارد، ولی افق آن پیروزی است نه شكست.

-نمی‌دانم شماره‌ی چند شد. - خامسا: تلاش برای جلوگیری از تحقق هدف‌های جنگ‌افروزی تكفیریان. كه یكی از آن هدف‌ها این است: -باور كنید این یكی از هدف‌های آن‌هاست. - جنگ فرقه‌ای. روی این كار كردند. در عراق تمام ادبیاتشان بر تحریك اهل سنت علیه شیعیان و رافضی‌ها و تحریك شیعیان علیه اهل سنت متمركز بود تا جنگ شیعه و سنی آغاز شود. امروز نیز تمام ادبیاتشان در سوریه فرقه‌ایست، در لبنان فرقه‌ایست. پس در پی فتنه‌اند و وقتی زنان، كودكان و عزیزان ما شیعیان را در انفجارها می‌كشند می‌خواهند ما شیعیان را به جنگ با برادران اهل سنت‌مان وا دارند. این آن چیزی است كه می‌خواهند و همان چیزی هم هست كه رخ نداده و ان شاءالله به واسطه‌ی بصیرت، ادب، اخلاق و پایبندی شما به پیامبر و اهل بیت پیامبرتان(صلوات الله علیهم اجمعین) رخ نخواهد داد. هر مقابله به مثلی كه به فتنه‌ی فرقه‌ای كمك كند به انتحاری‌ها و تحقق هدف‌های این انتحاری‌ها و این گروه‌های مسلح كمك كرده است. پاسداری و ادای امانت خون شهدای ضاحیه، هرمل و… یعنی صبر، تحمل و در نغلتیدن به فتنه با هر كدام از فرقه‌های لبنان.

همچنین یكی دیگر از هدف‌ها، ایجاد درگیری میان اردوگاه‌ها و محیط پیرامون آن‌هاست؛ هدفی اسرائیلی كه گروه‌های تكفیری به آن كمك می‌كنند. چرا اصرار دارند برخی سرتیم‌ها باید فلسطینی باشند؟ چرا مدام می‌گویند فلان خودرو از این اردوگاه خارج شد و فلان خودرو از بهمان اردوگاه؟ برای ایجاد فضای سنگین عاطفی و روانی و سپس جنگ میان اردوگاه‌ها و پیرامونشان و تكرار تجربه‌های پیشین. باید حواسمان جمع باشد. قاعدتا این‌جا همه مسئولیت‌هایی دارند كه باید بر عهده بگیرند.

سادسا: مقابله. كه مسئولیت همه است. چون همه هدف حمله‌اند. از ما آغاز شده است ولی همه هدف حمله هستند. شواهد هم بر این مسئله صحه می‌گذارد به همین خاطر مقابله باید ملی باشد. بخشی از این مقابله‌ی ملی، فرهنگی، تربیتی و… مسئولیت روحانیان و علما است و اجازه دهید بگویم مخصوصا برادران روحانی اهل سنت. همه‌ی مساجد و منابر در قبال این مسئله مسئولیت دارند. رسانه‌ها باید هشیار و مراقب باشند. بخشی از آن هم سیاسی است: پایان دادن به توجیه این انفجارها، كار جدی برای [سامان‌بخشی] حكومت و استفاده نكردن از این مسئله در نبردهای سیاسی داخلی. بخش دیگر آن امنیتی است: یعنی انجام اقدامات لازم -كه تا حد زیادی در حال انجام است. -. مهم‌ترین كار، شناسایی، توقیف و خنثی كردن محل‌ها، مجموعه‌ها و شبكه‌های آن‌ها پیش از رسیدن خودروها و انفجارشان است. در این زمینه نیز، مخصوصا در روزهای اخیر و امروز، دستاوردهای بسیار مهمی رقم خورده. قطعا مسئولیت بر عهده‌ی حكومت و دستگاه‌های حكومتی است. می‌توانید به ادبیات ما از 1982 مراجعه كنید، حتی یك روز هم نیامدیم بگوییم مسئولیت امنیت بر عهده‌ی ماست. هرگز. تنها گفته‌ایم ما در مقاومت سهیم هستیم و وقتی حكومت بتواند مقاومت كند ما كناره خواهیم گرفت. همیشه گفته‌ایم امنیت مسئولیتی است بر عهده‌ی حكومت، ارتش و دستگاه‌های امنیتی و باید مسئولیت خود را بپذیرند. ما وقتی اطلاعاتی به دست می‌آوریم به دستگاه‌های حكومتی می‌دهیم، اگر توانستیم كمكی كنیم می‌كنیم، همه‌ی لبنانیان باید در این مسئله كمك و همكاری كنند، اطلاعات بدهند، تسهیل كنند، ارتش لبنان و دستگاه‌های رسمی امنیتی را در همه‌ی اقداماتشان پشتیبانی كنند و كسی هم از فعالیت‌های تكفیریان دفاع و این فعالیت‌ها را توجیه نكند. آرام باشید، سریع مردم را محكوم نكنید. ما نه طرفدار محكوم كردنیم، نه طرفدار بی‌گناه دانستن. بازداشت می‌شوند، در انتظار تحقیقات می‌مانند، دادگاه وجود دارد. این نتیجه است كه مشخص می‌كند به او ربطی نداشته و آزاد می‌شود یا ربط داشته و در زندان می‌ماند. فشار بر دستگاه قضایی، ارتش لبنان و دستگاه‌های امنیتی به خاطر هر بازداشتی كار نادرستی است كه پیامدهای نامناسبی دارد. همین‌جا باید از تلاش‌ها و دستاوردهای ارتش لبنان و سازمان اطلاعاتش مخصوصا دستاوردهای اخیرشان قدردانی و به آن‌ها ادای احترام كنیم. چه این كه بیانیه‌ای صادر كردیم و موضع سیاسی و عاطفی‌مان را درباره‌ی این دستاوردها اعلام نمودیم. امیدواریم ان شاءالله همه‌ی نیروها و دستگاه‌های امنیتی برای حفظ كیان كشور دست به دست هم بدهند. این هم درباره‌ی مقابله. كه در این زمینه به همكاری و همیاری همه نیاز داریم. و ان شاءالله ما لبنانیان می‌توانیم با بصیرت، صبر و تحمل، پیروزمندانه از این نبرد خارج شویم و كشور، روابط داخلی‌مان، اردوگاه‌های فلسطینی و امنیت و آینده‌ی كشور و… را حفظ كنیم.

بخش آخر مربوط است به دولت. كسی كه تمام این فضایی را كه ترسیم كردم، این توجه‌ها، اولویت‌ها، خطرات، تهدیدها و چالش‌ها را درك كند بلافاصله می‌تواند انگیزه‌ها و رفتار ما را در مسئله‌ی تشكیل كابینه‌ی جدید لبنان بفهمد. در عین حال می‌خواهم خیلی سریع به برخی نكات بپردازم. این آخرین بخش از سخنانم خواهد بود.

اولا: هر كسی می‌تواند تشكیل كابینه را هرگونه كه دوست دارد ارزیابی كند. مشكلی نیست. هر كس می‌تواند نظر مثبت یا منفی خود را بگوید. بنده شخصا تأكید می‌كنم ما در حزب الله از این نظرات ناراحت نمی‌شویم كه هیچ، به همه‌ی نظرات و احساسات احترام می‌گذاریم و هر كس می‌تواند ارزیابی و نظر خود را داشته باشد.

ثانیا: طبیعی است كه ارزیابی‌های مردم متفاوت باشد. چرا؟ به واسطه‌ی جهت نگاهتان. اگر این كابینه یا مثلا یك انسان نمی‌خواهم بگویم زیبا ولی معمولی باشد گاهی شما از بالا نگاهش می‌كنی و آن را چیزی می‌بینی و گاهی از راست، چپ، رو به رو، پشت و شاید پایین نگاهش می‌كنی و در همه‌ی حالات زاویه و عینك نگاه شما روی نظر و ارزیابی شما از مسائل و امور تأثیر می‌گذارد. چون چیز متفاوتی می‌بینی. به همین خاطر طبیعی است كه ارزیابی همپینانان، دوستان و دشمنان این گروه و آن گروه متفاوت باشد. یعنی مثل همین مسئله كه نظرات و ارزیابی‌های مختلفی درباره‌اش وجود دارد و بعضی‌هایش عبارت است از خشم. در طرف مقابل هم همین است. چون به زاویه‌ی دید ربط دارد و زاویه‌ی دید روی ارزیابی تأثیر می‌گذارد.

ثالثا: ما همیشه در ادبیات سیاسی‌مان -همیشه یعنی همیشه. اصلا تازه نیست. این طور نیست كه هر روز نظرمان را تغییر دهیم. - می‌گوییم در لبنان باید مشاركت صورت بگیرد. ما طرفدار مفهوم حكومت و مشاركت ملی هستیم. حتی اگر طرف‌های مشاركت مخالف یا حتی دشمن یكدیگر باشند. ما در طول سال‌های گذشته و مخصوصا در ده ماه گذشته هیچ وقت نگفتیم ما تشكیل كابینه‌ای با حضور جریان المستقبل، حزب كتائب، نیروهای لبنانی یا هر كدام از بخش‌های 14 مارس را نمی‌پذیریم. چنین چیزی گفتیم؟ نگفتیم. هیچ وقت نگفتیم ما حضور و مشاركت آن‌ها را در كابینه نمی‌پذیریم، به هیچ وجه. هیچ وقت نگفتیم ما با حضور جریان المستقبل، كتائب، نیروهای لبنانی یا 14 مارسی‌ها در كابینه یا پشت میز گفت و گوهای ملی حضور نیافته‌ایم و نخواهیم یافت. به هیچ وجه. بلكه همیشه به مشاركت ملی، دولت مشاركت و وحدت ملی، گفت و گو، گفت و گوهای ملی، ملاقات و بحث فرا می‌خوانده‌ایم و فقط هم حرف نبوده است. بله، معنای ملاقات به هیچ وجه این نیست كه نظرمان را به طرف مقابل تحمیل كنیم، بلكه [برای رسیدن به توافق] تلاشمان را می‌كنیم. خب، به همین خاطر ما از این منظر از این دولت اصلا ناراحت نیستیم. چون هیچ وقت نگفته‌آیم: به هیچ وجه، نمی‌پذیریم و بر نمی‌تابیم. كسی كه با این مسئله مشكل دارد طرف مقابل است. چیزی كه تشكل كابینه را ده ماه عقب انداخت تعداد كرسی‌ها و جلسه‌های مشورتی نبود. بله سر این مسائل مشكل وجود داشت ولی آن‌چه موجب تأخیر ده‌ماهه شد لبنانیانی بودند كه تشكیل كابینه‌ی سیاسی را نمی‌پذیرفتند و در این ده ماه شعار تشكیل كابینه‌ی بی‌طرف و اخراج حزب الله از هرگونه‌ی كابینه را -در فرض كوتاه آمدن و تشكیل دولت سیاسی- می‌دادند. از روز اول گفتند كابینه‌ای سیاسی خالی از اهالی سیاست، اعضای احزاب و افراد تحریك‌كننده. این‌ها بود كه تشكیل كابینه را عقب انداخت. مسئله‌ی صندلی‌های وزارت، وزارت نفت و مشورت در این باره نبود. همین مسائل وقتی این گره سیاسی باز شد چقدر وقت گرفت؟ طولی نكشید، درمان شد. امكانش وجود داشت كه پیش از این هم درمان شود. اگر از روز اول مسئله‌ی سیاسی وجود نداشت و مشكل فقط مشورت و صندلی‌های وزارت بود مسئله -مثل آن‌چه این روزها رخ داد. - در دو سه هفته حل می‌شد. اما متأسفانه گروهی كه جلوی تشكیل كابینه را گرفتند شما را به این مسئله متهم می‌كنند و وقتی با آن‌ها بحث می‌كنی می‌گویند تصمیم ایران بوده است كه جلوی تشكیل كابینه گرفته شود. اولا ما اصلا ناراحت نمی‌شویم. ثانیا -حالا كه صحبت از دستاوردهای ملی شده است، اشكالی ندارد بگویم. - با احترامی كه برای همه قائلم كسی كه باب این دستاورد ملی را باز كرد جنبش امل و حزب الله بودند. -بنده عادت دارم دیگران را اول نام می‌برم. - حزب الله و جنبش امل بودند. ما بودیم كه باب تفاهم را باز كردیم. -در نكات بعدی خواهد آمد. - ما شرایطمان خوب است و قدرتمندیم. ضعیف نیستیم. در لبنان، سوریه و منطقه ضعیف نیستیم. برعكس، آمریكایی‌ها در منطقه به ناكامی و شكست سیاست‌هایشان اذعان می‌كنند. برخی كشورهای عربی عقب‌نشینی كردند. حاكمان تغییر كردند. اگر بنشینم خوانشی از شرایط منطقه داشته باشم خواهید دید: نه، امروز شرایط سیاسی داخلی، منطقه‌ای و بین المللی ما در بهترین موقعیت در سه سال گذشته است. ولی فرصت برای مسئله‌ی ریاست جمهوری كم بود. اگر وضع همین طوری می‌ماند موعد انتخاب ریاست جمهوری در معرض خطر قرار می‌گرفت. این یك. دوم: شرایط به سمت یك معضل پیش می‌رفت. چون چه كابینه‌ی بی‌طرف تشكیل می‌شد و چه كابینه‌ی یك‌سویه‌ی سیاسی شكل می‌گرفت كشور دچار معضل بزرگی شده بود. خب ما نمی‌خواهیم در كشور مشكل ایجاد شود. نخواستیم به آن‌جا برسیم. آیا می‌توانستیم كاری بكنیم كه این باب باز شود؟ در مشورت‌های حزب الله و جنبش امل -دیگر همپیمانان ما حق دارند گله كنند. دلیلش این بود كه این مسئله در درجه‌ی اول به ما مربوط می‌شد. - مشخص شد كه ما در هر صورت اگر 9 هم باشیم در تقسیمات لبنان یعنی 5 شیعه و 4 برای فراكسیون اصلاحات و تغییر. خب، ما از یكی از این 5 تا چشم‌پوشی می‌كنیم. می‌شد از راه یا راه‌های دیگری به ضمانت‌هایی هم كه امید و توقع كسب آن‌ها را داشتیم دست پیدا كنیم. پس آمدیم و به همه اعلام كردیم مشكلی نیست، ما راه می‌آییم. ما بودیم كه باب را باز كردیم. سپس پذیرفته شدیم و در یك لحظه‌ی سیاسی منطقه‌ای و بین المللی -كه نیاز به فكر دارد چطور پس از 10 ماه رد و صحبت درباره‌ی اخراج و قسم خوردن بر سر این كه با شما پشت یك میز نخواهیم نشست و در یك كابینه مشاركت نخواهیم كرد، پذیرفتند! خیلی خوب، عالی، این باید مایه‌ی مثبت‌نگری باشد نه شماتت یكدیگر. وقتی بنده امتیازی می‌دهم كسی حق ندارد سرزنشم كند و وقتی طرف مقابل هم امتیازی می‌دهد نباید… برعكس باید از او تقدیر شود. - همه باب‌ها را باز كردند. مسئله‌ی اصلی سیاسی حل شد. ماند مشورت‌ها و مسئله‌ی صندلی‌های وزارت. بحث صورت گرفت، همیاری شد، هر كس حق دارد هر وزارتی را كه می‌خواهد درخواست كند و ما روی این مسئله تكیه نمی‌كنیم. در این زمینه با همپیمانانمان همیاری كردیم تا این كه به نتیجه رسیدیم. ما بودیم كه باب را گشودیم. اگر همچنان اصرار می‌كردیم كه 9-9-6 و هیچ كس حاضر نمی‌شد كوتاه بیاید الآن كابینه داشتیم؟ اصلا تا پیش از موعد انتخاب رئیس جمهور كابینه‌ای تشكیل می‌شد؟ اصلا انتخاب رئیس جمهور در موعدش برگزار می‌شد؟ كشور به كجا كشیده می‌شد؟ نمی‌دانیم. در این مسئله هر كس می‌تواند ادعا كند ما امتیاز دادیم. البته بعضی‌ها هم چیزی ندادند. ما امتیاز دادیم. برخی بیش از دیگران فداكاری كردند. ولی اجازه دهید بگویم در این زمینه ما بیش‌ترین فداكاری را كردیم. ما دستاورد خاصی نداشتیم. تا آخرین لحظه درباره‌ی صندلی‌های وزارت بحث نكردیم. بنده می‌دانم برخی از هواداران ما از این مسئله خوششان نمی‌آید. ولی چه چاره؟ ما همینیم. اولویت‌ها و اهتمام‌های ما باعث شد اصلا درباره‌ی صندلی‌های وزارت بحث نكردیم و هیچ كدام را درخواست نكردیم. آخرین لحظه گفتیم حالا ببینیم چه وزارتخانه‌هایی به ما می‌رسد؟ چون اهتمام ما تشكیل و فعال شدن كابینه بود و این كه كشور كابینه داشته باشد. چون مصلحت كشور در این است كه دولت داشته باشد. باز هم روی این مسئله تأكید خواهم كرد. به همین دلیل اگر كسی بخواهد مسئله را از منظر صندلی‌های وزارتی كه حزب الله به دست آورده است برسی كند، زاویه‌ی اشتباهی خواهد بود. نه با وزارتخانه بسنجید نه با تعداد. مهم نتیجه است: [به جریان افتادن] روند عظیم سیاسی كشور كه ما خواستار ان بودیم. یعنی چه ما خواستار آن بودیم؟ گفتیم ما در برابر كشوری هستیم كه منابعی دارد. تداوم فقدان دولت خطرناك است. ما به هیچ وجه خواستار فقدان دولت نبودیم. هیچ روزی چنین نبوده است. به تهمت‌ها كاری نداشته باشید. دروغ، تهمت و تحریف است. هنوز هم تمام نشده البته شاید كم شده باشد! چون با هم در یك كابینه حضور خواهیم داشت. تداوم فقدان دولت به لحاظ سیاسی، اقتصادی، پولی و امنیتی نادرست است. دوم: كابینه‌ی سیاسی برای كشور خطرناك است. كابینه‌ی سیاسی یك‌سویه برای كشور خطرناك است. پس باید چه كرد؟ یك گزینه می‌ماند. دولت سازش. هر چه می‌خواهید بنامیدش. دولت پایان جنگ، دولت سازش، دولت مخالفان، دولت دشمنان، دولت مصالح ملی… شاید همین بهترین اسم باشد: دولت مصالح ملی. البته بنده نامی روی آن نمی‌گذارم و خواهش می‌كنم در نام‌گذاری‌اش تجدید نظر شود. ولی این یك كابینه‌ی جامع نیست. چون فرصت گفت و گو، آماده‌سازی و تركیب بندی برای برخی نیروهای سیاسی ملی‌گرا و اسلام‌گرای فرقه‌های مختلف فراهم نشد تا مانند دولت پیشین در این دولت مشاركت داشته باشند. ما به این نیروها و رابطه با آن‌ها افتخار می‌كنیم. بنده این كابینه را یك كابینه‌ی جامع و كابینه‌ی وحدت ملی نمی‌دانم. چون نیروهای قابل اعتنایی وجود دارند كه داخل كابینه حضور ندارند. بله، این كابینه كابینه‌ی سازش و كابینه‌ی مصالح ملی است. این درست است. به همین خاطر ما امیدواریم این دولت، دولت دیدار -دقت كنید. ما سراغ سنگربندی نمی‌رویم بلكه با جدیت تمام امشب بنده در سالگرد سران شهید دوست دارم به همه‌ی لبنانیان بگویم: ما هر قدر هم اختلاف و موانع روانی داشته باشیم برای سنگربندی، دشمنی، خصومت و… در این كابینه شركت نكردیم. شاید كابینه بتواند این موانع روانی را بشكند و میان ما فتح باب كند. -، تفاهم، گفت و گو، جمع‌كردن معضلات از كف خیابان‌ها، كاهش آشفتگی كشور و كاهش تیزی ادبیات سیاسی و رسانه‌ای كشور باشد. و این به مصلحت همه است. هر چقدر آشفتگی كشور كم شود، جان‌ها آرام بگیرند، مردم بنشینند و با هم صحبت كنند -این مسئله كه ما بسیار به آن فرا خواندیم شاید از طریق كابینه محقق شود. امیدواریم. - به نفع همه است. ما با این روحیه‌ی مثبت به كابینه پا می‌گذاریم. ممكن است كسی -مانند كاری كه برخی رسانه‌ها كردند. - بگوید شما درباره‌ی فلانی و فلانی این حرف‌ها را زدید. طبیعی است. آن‌ها هم درباره‌ی ما همین حرف‌ها را زدند. هر طرفی ممكن است از جانب شخصیت‌های طرف مقابل تحریك شود. ولی وقتی می‌گوییم مشاركت یعنی طرف مقابل -حال هر شخصیتی می‌خواهد داشته باشد و خوشمان بیاید یا نیاید. - می‌خواهد بیاید و شاید شما روی برخی جزئیات حرف داشته باشید. ولی این از نتایج و لازمه‌های مشاركت، دیدار لبنانیان، كاهش آشفتگی و بهبود وضع داخلی لبنان در برابر امواج فتنه است.

خب، به عنوان آخرین نكته عرض می‌كنم كه اولویت این دولت -چنان كه خود نخست وزیر اعلام كرد. البته هنوز نخست وزیر منتخب نشده است…- اجرای موعدهای قانونی پیش رو و مهم‌ترین و اولین آن‌ها موعد انتخاب ریاست جمهوری است كه همه باید برای اجرای آن مشاركت كنیم. برعكس، بنده معتقدم این تركیب كه گاهی دلخوری و نفرت را هم در خود دارد خود مشوقی خواهد شد كه هر كس به فكر انتخاب رئیس جمهوری بیافتد كه كابینه‌ای جدید و دور از فشار تشكیل دهد. پس همه دور از فشار موعدهای مقرر می‌روند سراغ این كه ببیند چه كسی را دارند و می‌نشینند و صحبت و بحث می‌كنند. این باعث می‌شود كسی در مسئله‌ی ریاست جمهوری به دنبال فقدان نباشد بلكه برویم سراغ انتخاب رئیس جمهور. پس اول: موعدهای قانونی.

دوم: به اصطلاح خود جناب نخست وزیر: مقابله با گونه‌های مختلف تروریسم. این چیزی است كه امیدواریم دولت آن را به انجام برساند. قاعدتا امروز این امر مسئولیتی است بر عهده‌ی كسانی كه پست‌های بنیادی را بر عهده می‌گیرند مخصوصا وزیر كشور، دفاع، دادگستری و ارتباطات. خواهش می‌كنیم پرونده‌ی مقابله با تروریسم برای این دولت و پیش از همه نخست وزیر، تحت اشراف رئیس جمهور محترم یك پرونده‌ی جدی و واقعی باشد.

سوم: درمان پرونده‌های اقتصادی و اجتماعی با كمال صدق و…
این‌ها اولویت‌های كابینه بود. یعنی این دولت در این چند ماهی كه تا موعد انتخاب ریاست جمهور داریم همین مقدار مسئولیت را بر عهده گرفته است.

پیش از پایان در موضوع دولت یك مسئله باقی می‌ماند. و آن این كه برخی همپیمانان، دوستان و مردم احساسات، هراس‌ها و دردهایی دارند. اشكالی ندارد بنده می‌خواهم كمی بیش‌تر به این جزئیات اشاره كنم تا منظورم را برسانم. می‌گویند فردا عمر الاطرش را آزاد می‌كنند. چطور وزیر دادگستری می‌تواند كسی را كه اعتراف كرده است، محكوم است و خودروهای بمب‌گذاری شده و انتحاری‌ها را جا به جا می‌كرده آزاد كند؟ یا فردا نعیم عباس را آزاد می‌كنند. حالا در مسئله‌ی آن سه زن می‌گویند دوتایشان بی‌گناه بوده‌اند و سومی شاید تقصیركار بوده است. بله، اگر آن سه زن را آزاد كنند قطعا در كشور معضل بزرگی ایجاد خواهد شد. این مسائل به این وزیر و آن وزیر ربطی ندارد كه مردم نگران باشند یا بترسند، نه. می‌خواهم به طور كلی درباره‌ی این مسائلی كه نگرانی و ترس مردم را بر می‌انگیزد عرض كنم ما هستیم، همپیمانانمان هستند، بیداریم، هشیاریم، می‌دانیم داریم چه می‌كنیم، از بالا و از همه جهت حواسمان هست. كسی نترسد و نگران نباشد. در این مرحله قصد كرده‌ایم كشور را التیام ببخشیم، از این مرحله عبور كنیم و یكدیگر را تحمل كنیم. این حرف‌ها كه فلان كس تحریك می‌كند و فلان كس چه می‌گوید و چه می‌كند باید درمان شوند و جمع شوند. به همین خاطر دیدید بنده امروز نیامدم سخنرانی‌های افراد قبلی را بیاورم و بنشینم بحث كنم و جواب بدهم. چه این كه توهین‌های بزرگی به ما صورت گرفته بود. همه را گذاشتیم كنار. مشكلی نیست. در حال ورود به مرحله‌ای جدید هستیم؛ مرحله‌ای كه به نفع كشور، وطن، امنیت و التیام كشور است. این مرحله می‌طلبد كه ببینیم سهم ما در نرم‌كردن فضا چقدر است؟ ما شناخته‌شده هستیم. تحمل، فداكاری و صبر می‌كنیم. تفكر، عقلانیت و تجربه‌ی ما و هوادران ما -تا وقتی كه همراه ما تحمل بورزند و این رفتار را از ما بپذیرند. - این است. حالا این كه جایی كسی ناراحت و دردمند است… بالاخره هر چیزی كه انسان بخواهد رخ نمی‌دهد. در این كشور مردم زیادی زندگی می‌كنند كه باید با هم برای آن‌چه پراهمیت‌تر و بزرگ‌تر است همكاری كنند.

قاعدتا در پایان صحبت دوست دارم به ملت مظلوم بحرین تبریكی پر شكوه و بزرگ عرض كنم. تبریكی به مناسبت سومین سال جنبش، قیام و انقلاب زلال اخلاقی، ملی و مسالمت‌آمیزش و پی‌گیری این جنبش مسالمت‌آمیز با وجود سركوب، خرابكاری، كج‌نمایی، بازداشت‌ها، زندانی‌كردن‌ها و همه‌ی آن‌چه از سوی دولتی تحمیل‌شده با آتش و گلوله از سوی قدرت‌های مشخص منطقه‌ای بر سر وی می‌آید.

و آخرین بخش از مؤخره. می‌خواهم پس از صحبت پیرامون همه‌ی آن‌چه گفتم، فلسطین، اسرائیل و… -كه مشكلی نیست. ما در این زمینه نیز اختلاف داریم. - به لبنانیان، فلسطینیان، ملت فلسطین -كه قاعدتا حتی امروز در اردوگاه‌ها مسئولیت‌های بزرگی بر عهده دارند. بنده به برادرانمان در گروه‌ها، روحانیان و تجمعات مردمی می‌گویم: صدور بیانیه‌ی محكومیت به تنهایی كافی نیست. باید همت كنید، با مردم صحبت كنید و مراقب باشید. چون كسانی هستند كه اصرار دارند از افراد فلسطینی برای رسیدن به آن هدفی كه عرض كردم استفاده كنند. -، سوریه‌ای‌ها، همه‌ی ملت‌ها و احزاب و نیروهای عرب و همه‌ی افراد شریف جهان و منطقه‌مان كه واقعا فلسطین، لبنان، سوریه برایشان ارزش دارد می‌گویم: اگر می‌خواهید فرصت‌ها را از اسرائیل بگیرید -این فرصت‌ها كه كمی قبل عرض كردم. - و نگذارید این منطقه به فتنه‌ای ده‌ها ساله كشیده شود جنگ علیه سوریه را تمام كنید. جنگ سوریه را تمام كنید. جنگجویان را از سوریه بیرون كنید. به سوری‌ها اجازه دهید همان‌طور كه امروز در مناطق بسیاری مصالحه می‌كنند، با هم مصالحه كنند. قطعا آن روز ما نیز در سوریه نخواهیم ماند. ولی اگر بخواهیم مهیا شویم و این فرصت‌ها را از دست ندهیم و این تهدیدها افزایش پیدا نكند باید همه‌مان جنگ علیه سوریه و داخل سوریه را برای پاسداری از فلسطین، لبنان، سوریه و امت پایان دهیم. امیدواریم این فرصت از میان نرود.

در سالگرد سران شهید وقتتان را خیلی گرفتم ولی قضای تمام مدت گذشته بود! با این شهیدان بزرگ و همه‌ی شهیدان عهد می‌بندیم عهده‌دار عقلانیت، تفكر، تدبیر، اخلاص، صدق، خون‌ها، فداكاری‌ها، صبر، دردها و آرزوهایشان باشیم و راهشان را ادامه دهیم تا این ملت، كشور و امت همیشه در جایگاه عزت، كرامت و اقتدار باشند.

خداوند تمامی شهدای ما و شما را رحمت كند.
والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته

 


٠٨:٠٠ - سه شنبه ١٩ فروردين ١٣٩٣    /    عدد : ٥١٠٥٥    /    تعداد نمایش : ١٦٢٦


امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج