صفحه اصلي > اخبار 
اخبار > گواه روشن حقانیت اهل بیت (علیهم السلام)
 


  چاپ        ارسال به دوست

مباهله

گواه روشن حقانیت اهل بیت (علیهم السلام)

در واقعه مباهله هم كه قبلاً در ميان عرب سابقه نداشت و با به وقوع پيوستن آن ايمان و صدق دعوت پيامبر(ص) بر همگان آشكار گشت و پيامبر(ص) به وسيله آن خاصان و نزديكان خود را كه نگاهدارنده دين الهي بودند به مردم شناساند، هيئتي از مسيحيان نجران به اتفاق چند نفر از روسا و بزرگان خود به نمايندگي براي گفتگو به نزد رسول الله آمدند تا درباره دعوت پيامبر(ص) آگاهي يافته و سؤالات خود كه اساسي‌ترين‌شان درباره جايگاه حضرت عيسي بود را با ايشان در ميان گذاشته و پاسخي لازم و قانع‌كننده را دريافت كنند، اما وقتي پيامبر(ص) با منطق و استدلال و بيان آيات الهي چگونگي دعوت و رسالت خويش را بر آن‌ها عرضه و ديدگاه صحيح و به حق را درباره ابعاد وجودي حضرت عيسي بر ايشان بيان كرد، مسيحيان نپذيرفته و بدون هيچ دليل قانع كننده‌اي بر حرف خويش پافشاري كرده و راه لجبازي را در پيش گرفتند.

رسول خدا از آن‌ها خواست تا به مانند خود ايشان فرزندان و زنان و نفوس‌شان را در محلي گرد هم آورند و در آنجا در مقابل همگان از خداوند بخواهند تا حقيقت را روشن نموده و دروغگويان را به عذاب برساند. در روز موعود پيامبر(ص) تنها با اهل‌بيت خود علي (عليه‌السلام) و فاطمه (س) و حسنين بدون اينكه جمعيت را همراه خود كنند در محل مقرر حضور پيدا كردند. مسيحيان كه از پيش قرار گذاشته بودند كه اگر پيامبر(ص) با جمعيتي بزرگ و سر و صدا پا به عرصه مباهله نهادند به هيچ عنوان عقب‌نشيني نكرده و مبارزه كنند وقتي آرامش و قاطعيت رسول خدا كه تنها به همراه اهل‌بيتش به سراغ آن‌ها آمده بود مشاهده كردند مباهله نكردند و راه مصالحه در پيش گرفته و به شرايط ذمه تن در دادند. اين‌گونه شد كه پيامبر(ص) به مانند بسيار صحنه‌هاي ديگر مواجه‌شان با شكاكان پيروز شدند و ثمره آن را براي هميشه براي اسلام و پيروان آن باقي گذاشتند.

مسيحيان نجران از رسول ‌الله چه پرسيدند؟ و پاسخ پيامبر(ص)

مسيحيان نجران با دو پرسش اساسي به نزد پيامبر(ص) آمدند و آن اينكه رسول خدا آن‌ها را به چه چيز دعوت مي‌كند؟ و اصرار بر اينكه عيسي (عليه‌السلام) چون از پدري زاده نشده داراي مقام الوهيت و ويژگي‌ فوق بشري و به تعبير آن‌ها فرزند خداست. رسول ‌الله در پاسخ  مسيحيان آن‌ها را به پرستش خداي يگانه دعوت كرد و اينكه ايشان رسالت دارند مردم را از پرستش بت‌ها بر حذر داشته و به سوي پروردگار عالميان فراخوانند و اينكه عيسي (عليه‌السلام) هم بنده‌اي از بندگان خداست و حالات بشري داشته و نبايد صفت الوهيت و فرزند خدا بودن را براي ايشان قائل شد.

همان گونه كه خداوند در آيه 59 سوره آل عمران صراحتاً به اين امر اشاره كرده و هيچ‌گونه شك و ترديد را در آن جايز ندانسته و به عنوان مثال در همين آيه به آدم ابوالبشر اشاره شده كه تنها به اراده پروردگار و بدون هيچ پدر و مادري از خاك حيات يافت و اگر اين امر دليل بر الوهيت و مقامي مافوق بشري بود به حتم آدم ابوالبشر بر عيسي (عليه‌السلام) اولي‌تر بود كه هيچ‌گاه اين‌گونه نشد و به او مقام الوهيت تعلق نگرفت.

تأثيرات خارجي مباهله

وقتي پيامبر(ص) خدا با توكل به ايمان ناب و استوارشان تنها با چهار نفر از خاصان ونزديكانشان در مقابل ديدگان همه مباهله را پذيرفتند بيش از پيش حقانيت دين اسلام  در دعوت به پرستش خداي يكتا و دوري از شك و ترديد بر همگان به ويژه اعراب و مسيحيان آشكار گشت و همچنين رسول‌الله اهل‌بيت خودش را كه آن‌ها نيز مانند خودشان امانتدار اسرار الهي بودند به طور رسمي به مردم معرفي كردند تا سرآمدان خاندان نبوي و امامت به حق فرزندانشان را به مسلمانان بشارت دهند. آنچه كه تا امروز همچنان به عنوان مستمسك همه دل‌شكستگان و حقيقت‌جويان براي پذيرفته‌شدن در درگاه بنده نواز الهي پاس داشته مي‌شود.

 

به نقل همه اهل سنّت، روز بعد پيامبر به جای «انفسنا» حضرت علی(ع) را و به جای «نسائنا» حضرت فاطمه (ع) را و به جای «ابنائنا» حسنين(ع) را برای مباهله به عنوان گواه نبوّت از بين همه امّت به همراه بردند. اين عمل پيامبر گواه بزرگی بر صداقت و عصمت فاطمه زهرا (س) است.

آيه مباهله از ديدگاه دانشمندان اهل سنّت اصل اين قضيه كه پيامبر اكرم(ص) از بين همه امّت تنها حضرت علی(ع) را در جای «انفسنا» و حضرت فاطمه (ع) را در جای «نساءنا» و حضرات حسنين(ع) رادر جای «اَبناءَنا» برای مباهله انتخاب كرد، متفق عليه بين اهل تفسير و حديث است؛ چنان كه برخی از مفسّران اهل سنّت هم‌چون «امام فخر رازی» (م 604 ق) و «نظام الدين نيشابوری» (م 728 ق) به اين موضوع تصريح نموده‌اند. «نيشابوری» سپس اضافه می‌كند كه مراد از «انفسنا، علی(ع) است و اهل تفسير و حديث بر اين ديدگاه اجماع كرده‌‌اند.

«امام ابوبكر جصّاص»(م 370 ق) می‌گويد: «راويان تاريخ و ناقلان آثار و اخبار هيچ گونه اختلافی ندارند در اينكه پيامبر(ص) در روز مباهله در حالی كه دست حسن(ع) و حسين(ع) را به دست داشت و علی(ع) و فاطمه(ص) همراهش بودند، برای مباهله با نصارا حاضر شد و مسيحيان نجران را به مباهله دعوت كرد.»

«زمخشری» (م 538 ق) م‌ گويد: «هيچ دليل و مدركی قوی‌تر و مهم‌تر از آيه مباهله بر فضل و برتری اصحاب كسا موجود نيست و اصحاب كسا علی(ع)، فاطمه(ص)، حسن(ع) و حسين(ع) هستند. آيه «مباهله» بر عظمت و صداقت حضرت فاطمه زهرا (ع) و مقام بلند آن بانوی نمونه دو جهان دلالت دارد. «آلوسی» (م 1270 ق) بر شهرت اين روايت اعتراف و تصريح نموده است و می‌‌گويد: «دلالت آيه بر فضيلت آل پيامبر، كه آل اللّه می‌باشند و فضيلت آل رسول از اموری است كه قابل ترديد برای هيچ مؤمنی نيست و نصب (دشمنی و عداوت با خاندان پيامبر) ايمان را از بين می‌برد.

عظمت بی نظير حضرت فاطمه (ع) پيامبر اكرم (ص) جای «نساءنا» (كه كلمه جمع است و حداقل آن سه نفر است) تنها حضرت فاطمه (ع) را برای مباهله همراه برد و حال آنكه در آن زمان، چندين تن از امّهات المؤمنين حضور داشتند ولی آن حضرت(ص) هيچ كدام از زن های خود را برای مباهله نبرد؛ زيرا در مباهله، نبوت آن جناب زير سؤال بود. او بايد كسانی را به همراه می برد كه اگر نبی نباشند، شريك كار رسالت و نبوت او باشند و حضرت فاطمه(ع) چنين بود. در مباهله قرار بود دروغ گويان رسوا شوند.

بنابراين، اگر پيامبر كسی را می‌برد كه در عمر خود دروغ گفته باشد، ديگر او نمی‌توانست بر دروغ‌گويان لعنت بفرستد؛ زيرا خودش از اول دروغ گفته است. از اينجا عصمت حضرت فاطمه(ع) معلوم می‌شود كه او هيچ دروغی در زندگی نداشته و مصداق اكمل و اتم صداقت است. اين شأن و عظمت فوق العاده زهرای مرضيه (ع) را می‌رساند. اين عظمت حضرت فاطمه(ع) را اسقف نجران هم در همان جا به قوم خود اعلام نمود: «اِنّی لأری وُجوها لو سألُوا اللّهَ اَن یُزيل جبلاً مِن مكانِه لازَاله بِها فلا تُباهلوا فتُهلِكوا ولایَبقی علیِ وجهِ الارضِ نصرانیٌّ الی يومِ القيامةِ»

پيامبر اكرم (ص)، فاطمه زهرا (ع) را به عنوان گواه نبوت و رسالت برای مباهله به همراه برد و پيش از آنكه به ميدان بروند، حضرت علی(ع)، فاطمه(ص) و حسنين(ع) را جمع نمود و فرمود: «خدايا، اين‌ها اهل بيت من هستند. پيامبر(ص) در اينجا اهل بيت حقيقی خودش را به امّت معرفی نمود، به‌ويژه آنكه از ميان زن‌ها فقط حضرت فاطمه (ع) است كه مصداق حقيقی «نساءنا» را دارد.

راويان روايات مباهله با بيش از 51 طريق از 37 تن از صحابه و تابعين و نيز از اهل بيت عصمت و طهارت (ع) از جمله امام علی(ع)، امام حسن (ع)، امام علی بن حسين (ع)، ابی جعفر محمّد بن علی الباقر (ع)، امام ابی عبداللّه جعفر بن محمّد الصادق(ع) و امام موسی‌بن‌جعفر(ع) نقل شده است.

يكی از استادان صاحب تفسير، اديب و ائمّه قرائت، «زمخشری» (م 538 ق)، در ذيل آيه می‌گويد:« اين دليلی است كه قوی‌تر از آن بر فضيلت اصحاب كسا وجود ندارد و اين برهان روشنی بر صحّت نبوّت رسول خدا (ص) است . چطور اين بزرگان و نامداران بلاغت و ادب نفهميده باشند كه اين روايات نسبت غلط به قرآن می‌دهند و لفظ جمع را در مورد يك نفس و مفرد استعمال كرده‌اند و حال آنكه در قرآن، چندين مورد لفظ جمع استعمال شده و مراد از آن ها فقط يك نفر است؛ مانند آيه «إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْه» (آل‌عمران: 45) در اين آيه، كلمه «ملائكه» جمع است، ولی فقط يك فرد يعنی تنها جبرئيل مراد است.

هم‌چنين كلمه «نساء» نيز در قرآن برای دختر هم استعمال شده است؛ مانند آنكه آيه درباره فرعون می گويد: «یُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَاءكُم» (بقره: 49) و آيه «وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُون» (نساء: 7) وقتی اين اصل ثابت شد كه «نساء» بر دختر هم اطلاق می شود، فرقی نمی‌كند كه آن، دختر گوينده باشد يا شنونده. از اين رو، اطلاق «نساء» بر دختر يك اصل قرآنی است.

اين آيه بر عصمت و صداقت حضرت فاطمه (س) دلالت تام دارد و اين يكی از فضايل بلند آن بانو به شمار می رود. بايد توجه داشت به اينكه آيه مباهله حضرت فاطمه(س) را يكی از افراد «نسائنا» ندانسته و ايشان يكی از مصاديق «نسائنا» نيست، بلكه «نساءنا» اصلاً مصداق ديگری ندارد و حضرت فاطمه(س) تماميت تفسير «نسائنا» است.

 


٠٨:٠٠ - سه شنبه ١٩ فروردين ١٣٩٣    /    عدد : ٤٧٩٠٣    /    تعداد نمایش : ١٦٥٦


امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج